۱۳۹۸ تیر ۵, چهارشنبه
۱۳۹۸ تیر ۴, سهشنبه
ترجمه قدیم
۲۳ و در آن روز چیزی از من سوال نخواهید کرد. آمین آمین به شما میگویم که هر آنچه از پدر به اسم من طلب کنید، به شما عطا خواهد کرد. ۲۴ تا کنون به اسم من چیزی طلب نکردید، بطلبید تا بیابید و خوشی شما کامل گردد.
ترجمه شریف
۲۳ در آن روز دیگر از من چیزی نخواهید پرسید. یقین بدانید که هر چه به نام من از پدر بخواهید به شما خواهد داد. ۲۴ تا کنون چیزی به نام من نخواستهاید، بخواهید تا به دست آورید و شادی شما کامل گردد.»
ترجمه تفسیری
۲۳ در آنموقع دیگر از من چیزی نخواهید خواست، چون واقعا میتوانید مستقیم نزد «پدر» بروید، و به نام من، هر چه میخواهید از او دریافت کنید. ۲۴ تا بحال به نام من چیزی نخواستهاید. بخواهید تا بیابید و شاد شوید و شادیتان کامل گردد.
ترجمه انگلیسی
23 In that day you will no longer ask me anything. I tell you the truth, my Father will give you whatever you ask in my name. 24 Until now you have not asked for anything in my name. Ask and you will receive, and your joy will be complete.
۲۳ و در آن روز چیزی از من سوال نخواهید کرد. آمین آمین به شما میگویم که هر آنچه از پدر به اسم من طلب کنید، به شما عطا خواهد کرد. ۲۴ تا کنون به اسم من چیزی طلب نکردید، بطلبید تا بیابید و خوشی شما کامل گردد.
ترجمه شریف
۲۳ در آن روز دیگر از من چیزی نخواهید پرسید. یقین بدانید که هر چه به نام من از پدر بخواهید به شما خواهد داد. ۲۴ تا کنون چیزی به نام من نخواستهاید، بخواهید تا به دست آورید و شادی شما کامل گردد.»
ترجمه تفسیری
۲۳ در آنموقع دیگر از من چیزی نخواهید خواست، چون واقعا میتوانید مستقیم نزد «پدر» بروید، و به نام من، هر چه میخواهید از او دریافت کنید. ۲۴ تا بحال به نام من چیزی نخواستهاید. بخواهید تا بیابید و شاد شوید و شادیتان کامل گردد.
ترجمه انگلیسی
23 In that day you will no longer ask me anything. I tell you the truth, my Father will give you whatever you ask in my name. 24 Until now you have not asked for anything in my name. Ask and you will receive, and your joy will be complete.
مزامیر فصل ۲۷
ترجمه قدیم
۷ ای خداوند چون به آواز خود میخوانم، مرا بشنو و رحمت فرموده، مرا مستجاب فرما. ۸ دل من به تو میگوید (که گفتهای): «روی مرا بطلبید.» بلی روی تو را ای خداوند خواهم طلبید.
ترجمه شریف
۷ خداوندا، دعای مرا بشنو، بر من رحمت فرموده دعایم را مستجاب کن. ۸ تو فرمودهای: «طالب من باشید!» خداوند، از صمیم قلب میگویم که طالب تو هستم،
ترجمه تفسیری
۷ ای خداوند، فریاد مرا بشنو و رحمت فرموده، دعایم را اجابت کن. ۸ تو گفتهای که تو را بطلبیم، من نیز از ته دل میگویم که ای خداوند تو را خواهم طلبید.
ترجمه انگلیسی
7 Hear my voice when I call, O LORD; be merciful to me and answer me. 8 My heart says of you, "Seek his face!" Your face, LORD, I will seek.
ترجمه قدیم
۷ ای خداوند چون به آواز خود میخوانم، مرا بشنو و رحمت فرموده، مرا مستجاب فرما. ۸ دل من به تو میگوید (که گفتهای): «روی مرا بطلبید.» بلی روی تو را ای خداوند خواهم طلبید.
ترجمه شریف
۷ خداوندا، دعای مرا بشنو، بر من رحمت فرموده دعایم را مستجاب کن. ۸ تو فرمودهای: «طالب من باشید!» خداوند، از صمیم قلب میگویم که طالب تو هستم،
ترجمه تفسیری
۷ ای خداوند، فریاد مرا بشنو و رحمت فرموده، دعایم را اجابت کن. ۸ تو گفتهای که تو را بطلبیم، من نیز از ته دل میگویم که ای خداوند تو را خواهم طلبید.
ترجمه انگلیسی
7 Hear my voice when I call, O LORD; be merciful to me and answer me. 8 My heart says of you, "Seek his face!" Your face, LORD, I will seek.
مزامیر فصل ۱۴۵
ترجمه قدیم
۱۸ خداوند نزدیک است به آنانی که او را میخوانند، به آنانی که او را به راستی میخوانند. ۱۹ آرزوی ترسندگان خود را بجا میآورد و تضّرع ایشان را شنیده، ایشان را نجات میدهد.
ترجمه شریف
۱۸ خداوند نزدیک کسانی است که با صداقت و راستی طالب او هستند. ۱۹ آرزوی کسانی را که از او میترسند برآورده میسازد.
ترجمه تفسیری
۱۸ خداوند به آنانی که او را به راستی و صداقت طلب میکنند نزدیک است. ۱۹ خداوند آرزوی کسانی را که او را گرامـی میدارند بـرآورده میسازد و دعای آنها را شنیـده، ایشـان را نجـات میبخشـد.
ترجمه انگلیسی
18 The LORD is near to all who call on him, to all who call on him in truth. 19 He fulfills the desires of those who fear him; he hears their cry and saves them.
ترجمه قدیم
۱۸ خداوند نزدیک است به آنانی که او را میخوانند، به آنانی که او را به راستی میخوانند. ۱۹ آرزوی ترسندگان خود را بجا میآورد و تضّرع ایشان را شنیده، ایشان را نجات میدهد.
ترجمه شریف
۱۸ خداوند نزدیک کسانی است که با صداقت و راستی طالب او هستند. ۱۹ آرزوی کسانی را که از او میترسند برآورده میسازد.
ترجمه تفسیری
۱۸ خداوند به آنانی که او را به راستی و صداقت طلب میکنند نزدیک است. ۱۹ خداوند آرزوی کسانی را که او را گرامـی میدارند بـرآورده میسازد و دعای آنها را شنیـده، ایشـان را نجـات میبخشـد.
ترجمه انگلیسی
18 The LORD is near to all who call on him, to all who call on him in truth. 19 He fulfills the desires of those who fear him; he hears their cry and saves them.
۱۳۹۸ خرداد ۳۱, جمعه
چهرههای کلیدی دفتر آیتالله خامنهای با توسعه روزافزون نفوذشان در
ساختارهای اجرایی، اعم از دولت و دستگاههای تحت نظر رهبر، رسانهها و
دستگاههای تبلیغاتی، نقش مهمی در کنترل و هدایت رویدادهای جاری و
مقدمهسازی برای آینده خانواده و وابستگان سیاسی آیتالله خامنهای بازی
میکنند.
Photo: khamenei.ir
دیدن نظرات
دفتر رهبر جمهوری اسلامی بیش از آنکه یک سازمان اداری یا سیاسی یا بیت
مذهبی باشد، یک شبکه پیچیده است. این شبکه پیچیده که در عرض آن دفاتر ویژه
نظامی و امنیتی و مشاوران آیتالله خامنهای قرار دارند، یک حلقه قدرتمند و
کانال درجه اول ارتباط و اطلاعرسانی را شکل داده است.
چهرههای کلیدی این شبکه که علیرغم برخی فراز و فرودهای ناشی از ظهور دولتهای مختلف در سیاست ایران، موقعیت خود را حفظ کردهاند، دست کم ۱۵ نفر هستند. این چهرهها را برخی مهره شخص رهبر، گروهی کابینهچینی مجتبی خامنهای و دیگرانی، مهرههای سپاه پاسداران خواندهاند، نام چهرههای خارج از دفتر مانند قاسم سلیمانی و محمدحسین صفارهرندی در تنظیم مناسبات دفتر و رسانههای رهبر شنیده میشود، ولی برآیند کار همه چهرههای داخل و بیرون دفتر در این سه دهه، حفظ منافع شبکه و تثبیت موقعیت شبکهشان در ساختار بالادستی سیاست ایران بوده است.
این چهرهها، با توسعه روزافزون نفوذشان در ساختارهای اجرایی، اعم از دولت و دستگاههای تحت نظر رهبر، رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی، نقش مهمی در کنترل و هدایت رویدادهای جاری و مقدمهسازی برای آینده خانواده و وابستگان سیاسی آیتالله خامنهای بازی میکنند.
محمد محمدیگلپایگانی
غلامحسین محمدیگلپایگانی که به محمد محمدیگلپایگانی، مشهور شده، رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته بوده است. او در بدو انتخاب یک چهره گمنام سیاسی بود که سوابق قضایی در ارتش و سابقه امنیتی در وزارت اطلاعات داشت و در آن دوران خاص، همین سابقه برای اعتمادزایی، کافی بود. علت انتخاب او همچنین شخصیت غیرسیاسی او و عدم وابستگیاش به جناحهای سیاسی فعال در ایران بوده و کوشیده که با پرهیز از سیاستورزی علنی، اعتبار این روایت را حفظ کند. در روایت رسانهای همواره گفته شده که «رئیس دفتر» رهبر جمهوری اسلامی لزوماً به عنوان «نفر اول» یا «قدرتمندترین چهره» دفتر او محسوب نمیشود و محمد محمدی گلپایگانی، مصداق بارز این روایت شمرده شده است.
چهرههای کلیدی این شبکه که علیرغم برخی فراز و فرودهای ناشی از ظهور دولتهای مختلف در سیاست ایران، موقعیت خود را حفظ کردهاند، دست کم ۱۵ نفر هستند. این چهرهها را برخی مهره شخص رهبر، گروهی کابینهچینی مجتبی خامنهای و دیگرانی، مهرههای سپاه پاسداران خواندهاند، نام چهرههای خارج از دفتر مانند قاسم سلیمانی و محمدحسین صفارهرندی در تنظیم مناسبات دفتر و رسانههای رهبر شنیده میشود، ولی برآیند کار همه چهرههای داخل و بیرون دفتر در این سه دهه، حفظ منافع شبکه و تثبیت موقعیت شبکهشان در ساختار بالادستی سیاست ایران بوده است.
این چهرهها، با توسعه روزافزون نفوذشان در ساختارهای اجرایی، اعم از دولت و دستگاههای تحت نظر رهبر، رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی، نقش مهمی در کنترل و هدایت رویدادهای جاری و مقدمهسازی برای آینده خانواده و وابستگان سیاسی آیتالله خامنهای بازی میکنند.
محمد محمدیگلپایگانی
غلامحسین محمدیگلپایگانی که به محمد محمدیگلپایگانی، مشهور شده، رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته بوده است. او در بدو انتخاب یک چهره گمنام سیاسی بود که سوابق قضایی در ارتش و سابقه امنیتی در وزارت اطلاعات داشت و در آن دوران خاص، همین سابقه برای اعتمادزایی، کافی بود. علت انتخاب او همچنین شخصیت غیرسیاسی او و عدم وابستگیاش به جناحهای سیاسی فعال در ایران بوده و کوشیده که با پرهیز از سیاستورزی علنی، اعتبار این روایت را حفظ کند. در روایت رسانهای همواره گفته شده که «رئیس دفتر» رهبر جمهوری اسلامی لزوماً به عنوان «نفر اول» یا «قدرتمندترین چهره» دفتر او محسوب نمیشود و محمد محمدی گلپایگانی، مصداق بارز این روایت شمرده شده است.
او مرد تشریفاتی دفتر رهبر خوانده میشود و نماینده رسمیاش در مناسبات
اجرایی ولی در سه دهه گذشته، کوشیده که با حفظ حضور رسانهای و نمایشهای
موردی سیاسی، موقعیت بالادستی خویش را حفظ کند. پوشیده نیست که ازدواج پسرش
(محمدجواد) با دختر آیتالله خامنهای (بشری)، سبب شده که دست او برای
بازیگری در شبکه یاران نزدیک خامنهای چندان خالی نباشد.
علیاصغر حجازی
علیاصغر حجازی، اهل همدان است. پدر او، سید جواد، از فعالان سیاسی و اجتماعی همدان بود و پس از انقلاب سمتهایی چون رئیس ستاد اجرایی فرمان امام این شهر را بر عهده داشت. پدر آقای حجازی با آیتالله خامنهای از سالهای پیش از انقلاب آشنایی اندکی داشت ولی ارتباطات «سیدصادق حجازی»، عموی او با آیتالله خامنهای قویتر بود و همین ارتباطات در رشد سیاسی حجازی نقش اساسی ایفا کرد.
علیاصغر حجازی از اعضای حزب «جمهوری اسلامی» و فارغالتحصیل مدرسه حقانی بوده، عمده سوابق کاریاش در حوزه امنیت و اطلاعات است. او سال ۱۳۶۳، همزمان با فعالیت در وزارت اطلاعات به عنوان رئیس ستاد جنگ وزارت اطلاعات و سپس «معاون امنیت خارجی وزارت اطلاعات» منصوب میشود. آقای حجازی از جمله چهرههای امنیتی است که در شروع رهبری آیتالله خامنهای به بیت او رفتند.
علیاصغر حجازی
علیاصغر حجازی، اهل همدان است. پدر او، سید جواد، از فعالان سیاسی و اجتماعی همدان بود و پس از انقلاب سمتهایی چون رئیس ستاد اجرایی فرمان امام این شهر را بر عهده داشت. پدر آقای حجازی با آیتالله خامنهای از سالهای پیش از انقلاب آشنایی اندکی داشت ولی ارتباطات «سیدصادق حجازی»، عموی او با آیتالله خامنهای قویتر بود و همین ارتباطات در رشد سیاسی حجازی نقش اساسی ایفا کرد.
علیاصغر حجازی از اعضای حزب «جمهوری اسلامی» و فارغالتحصیل مدرسه حقانی بوده، عمده سوابق کاریاش در حوزه امنیت و اطلاعات است. او سال ۱۳۶۳، همزمان با فعالیت در وزارت اطلاعات به عنوان رئیس ستاد جنگ وزارت اطلاعات و سپس «معاون امنیت خارجی وزارت اطلاعات» منصوب میشود. آقای حجازی از جمله چهرههای امنیتی است که در شروع رهبری آیتالله خامنهای به بیت او رفتند.
روایتهای سیاسی درباره حضور آقای حجازی در مهمترین جلسات سه دهه گذشته
نشاندهنده نقش ویژه او در مناسبات بالادستی دفتر رهبر است. تنظیم مناسبات
با قوای سهگانه، دریافت و ابلاغ پیامهای ویژه و «حکم حکومتی» رهبر و
انجام مأموریتهای ویژه سیاسی و امنیتی که از سوی رهبر محول شده، رئوس
وظایفی است که حجازی بر عهده دارد.
بر اساس آنچه در خاطرات متعدد چهرههای متعدد امنیتی، سیاسی و نظامی، آمده که در رویدادها و بحرانهای مختلف، اولین و مهمترین کانال ارتباطی با آیتالله خامنهای، اصغر حجازی بوده است. همچنین بر اساس برخی گزارشها، او در فرایند اطلاعرسانی هم دخالت دارد و متن نهایی پیادهشده سخنرانی رهبر، با مدیریت او، تنظیم میشود و او مسئولیت سانسور و دستکاریهای احتمالی را بر عهده دارد.
محسن قمی
محسن قمی، از سال ۱۳۸۴ مشاور و سپس معاون ارتباطات و امور بینالملل رئیس دفتر رهبر بوده است. او که متولد ۱۳۳۹ است، دارای مدرک دکترای فلسفه محض از دانشگاه تهران است. سه برادر او در جریان جنگ ایران و عراق کشته شدهاند و مادرش نیز سال ۱۳۶۶ در جریان کشتهشدن برخی از حجاج ایرانی در عربستان، کشته شد.
بر اساس آنچه در خاطرات متعدد چهرههای متعدد امنیتی، سیاسی و نظامی، آمده که در رویدادها و بحرانهای مختلف، اولین و مهمترین کانال ارتباطی با آیتالله خامنهای، اصغر حجازی بوده است. همچنین بر اساس برخی گزارشها، او در فرایند اطلاعرسانی هم دخالت دارد و متن نهایی پیادهشده سخنرانی رهبر، با مدیریت او، تنظیم میشود و او مسئولیت سانسور و دستکاریهای احتمالی را بر عهده دارد.
محسن قمی
محسن قمی، از سال ۱۳۸۴ مشاور و سپس معاون ارتباطات و امور بینالملل رئیس دفتر رهبر بوده است. او که متولد ۱۳۳۹ است، دارای مدرک دکترای فلسفه محض از دانشگاه تهران است. سه برادر او در جریان جنگ ایران و عراق کشته شدهاند و مادرش نیز سال ۱۳۶۶ در جریان کشتهشدن برخی از حجاج ایرانی در عربستان، کشته شد.
او که از چهرههای متعمد رهبر به شمار میرود، گاه در قامت «وزیر
امورخارجه» بیت به سفرهای خارجی میرود، به سبب سوابق متنوع و گسترده
اجرایی و علمی، نفوذ قابل توجهی در مناسبات داخلی ایران نیز دارد. محسن
قمی، نماینده تهران در دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری و «کارپرداز اداری و
مالی» هیئت رئیسه این مجلس است.
او همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت، «شورای نمایندگان رهبری در دانشگاهها» و هیات امنای دانشگاه آزاد، عضو هیات امنای «جامعه المصطفی العالمیه» و همچنین رئیس « شورای سیاستگذاری فرهنگی بینالمللی» دفتر آیتالله خامنهای است.
وحید حقانیان
معاونت «امور ویژه» دفتر رهبر جمهوری اسلامی نقشی مشابه معاونت امنیتی-سیاسی دارد و در تنظیم مناسبات سیاسی و اجرایی دفتر با قوای سهگانه، ابلاغ احکام یا انتصابات یا پیامهای ویژه رهبر فعال است، با این تفاوت که فعالیتهایش بیشتر «مأموریتمحور» است. این معاونت در مواردی که آیتالله خامنهای لازم میداند، به عنوان نماینده ویژه یا مأمور رهبر، فعال شده و به پیگیری پرونده میپردازد.
او همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت، «شورای نمایندگان رهبری در دانشگاهها» و هیات امنای دانشگاه آزاد، عضو هیات امنای «جامعه المصطفی العالمیه» و همچنین رئیس « شورای سیاستگذاری فرهنگی بینالمللی» دفتر آیتالله خامنهای است.
وحید حقانیان
معاونت «امور ویژه» دفتر رهبر جمهوری اسلامی نقشی مشابه معاونت امنیتی-سیاسی دارد و در تنظیم مناسبات سیاسی و اجرایی دفتر با قوای سهگانه، ابلاغ احکام یا انتصابات یا پیامهای ویژه رهبر فعال است، با این تفاوت که فعالیتهایش بیشتر «مأموریتمحور» است. این معاونت در مواردی که آیتالله خامنهای لازم میداند، به عنوان نماینده ویژه یا مأمور رهبر، فعال شده و به پیگیری پرونده میپردازد.
وحید حقانیان اگرچه در دهه اخیر نقش پررنگی در مناسبات بالادستی سیاست
ایران داشته ولی توجه عمومی به او در سه سال اخیر بیشتر شده است. سال ۱۳۸۸،
ابوالفضل فاتح مشاور وقت میرحسین موسوی، روایت کرد که وقتی در شامگاه
انتخابات پیام میرحسین موسوی را برای رهبر جمهوری اسلامی برده، وحید
حقانیان پیام را دریافت کرده ولی گفته است که از نظر دفتر رهبر، کار تمام
شده و احمدینژاد رئیسجمهور است.
چندی بعد در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدینژاد هم وقتی در تصاویر مشاهده شد که وحید حقانیان در میان آیتالله خامنهای و محمود احمدینژاد ایستاده و تشریفات دادن حکم را انجام میدهد، او بیشتر از قبل به چهره مورد توجه رسانهها تبدیل شد.
چندی بعد در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدینژاد هم وقتی در تصاویر مشاهده شد که وحید حقانیان در میان آیتالله خامنهای و محمود احمدینژاد ایستاده و تشریفات دادن حکم را انجام میدهد، او بیشتر از قبل به چهره مورد توجه رسانهها تبدیل شد.
درباره زندگی او اطلاعات تأییدشده کمی موجود است. بر اساس یک روایت،
ظهور او در دفتر رهبر از «اواخر دهه ۷۰» در «بازرسی ویژه» دفتر رهبر شروع
شد، تصاویری از حضور در هیئت همراه خامنهای در رویدادهای سیاسی مانند دوره
چهارم انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۱ وجود دارد. او در این سه
دهه با عناوین مختلفی مانند «محافظ»، «مشاور اجرایی»، «معاون اجرایی»،
«مباشر» و در نهایت «معاون امور ویژه» معرفی شده است.
سیدعلی مقدم
سیدعلی مقدم فرزند «سیدمحمد تقی مقدم» و اهل سبزوار است. تشکیلات تحت نظر او که نامش «معاونت ارتباطات مردمی» است، پس از دریافت نامهها و تلفنهای مردمی، هر روز یک جزوه شامل «نامهها و تلفنها و خیلی از حرفهای مردم»، «نظرات شان، مشکلاتشان، گرفتاریهاشان، انتقاداتشان» را تهیه میکند و به گفته مقامهای دفتر رهبر، «بدون سانسور»، به آیتالله خامنهای تحویل میدهد.
این معاونت علاوه بر ارسال نامهها به رهبر، برخی نامهها و شکایات مردم را به دستگاههای مسئول مرتبط ارسال میکند. این دفتر همچنین در جریان سفرهای استانی رهبر، مسئولیت جمعآوری نامههای مردم و رسیدگی به این نامهها را به صورت مستقل یا از طریق نهادهای مسئول برعهده دارد. آقای مقدم همچنین رئیس شورای عالی قرآن و رئیس «مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی» است که با اهدای یک جلد قرآن از سوی رهبری تأسیس شده است
سیدعلی مقدم
سیدعلی مقدم فرزند «سیدمحمد تقی مقدم» و اهل سبزوار است. تشکیلات تحت نظر او که نامش «معاونت ارتباطات مردمی» است، پس از دریافت نامهها و تلفنهای مردمی، هر روز یک جزوه شامل «نامهها و تلفنها و خیلی از حرفهای مردم»، «نظرات شان، مشکلاتشان، گرفتاریهاشان، انتقاداتشان» را تهیه میکند و به گفته مقامهای دفتر رهبر، «بدون سانسور»، به آیتالله خامنهای تحویل میدهد.
این معاونت علاوه بر ارسال نامهها به رهبر، برخی نامهها و شکایات مردم را به دستگاههای مسئول مرتبط ارسال میکند. این دفتر همچنین در جریان سفرهای استانی رهبر، مسئولیت جمعآوری نامههای مردم و رسیدگی به این نامهها را به صورت مستقل یا از طریق نهادهای مسئول برعهده دارد. آقای مقدم همچنین رئیس شورای عالی قرآن و رئیس «مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی» است که با اهدای یک جلد قرآن از سوی رهبری تأسیس شده است
شورای عالی قرآن مجری برگزاری دیدار سالانه فعالان قرآنی با رهبر نیز
است. در این برنامهها سالانه به طور معمول، ۶۰۰ تا ۶۵۰ نفر از قاریان برای
شنیدن سخنرانی رهبر و خواندن قرآن دعوت میشوند. جنجالیترین پرونده این
سالهای علی مقدم، پرونده سعید طوسی، قاری مشهور قرآن است که متهم به آزار
جنسی کودکانی شده بود که در کلاسهای آموزش قرآن شده بودند. پس از
جنجالیشدن این پرونده، طبق گفته شاکیان، رهبر جمهوری اسلامی دستور داده که
پرونده جمع شود و علی مقدم هم در فرآیند رسیدگی قضایی به این پرونده
کارشکنی کرده است. علیرغم حاشیههای رسانهای گسترده این پرونده، تداوم
موقعیت مقدم در دفتر رهبر نشاندهنده جایگاه محکم او بود.
محمدجواد ایروانی
محمدجواد ایروانی،معاون نظارت و حسابرسی دفتر رهبر، یک چهره مهم و متنفذ در بیت خامنهای محسوب میشود. او که تا سال ۱۳۸۶ رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» بود، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. او در دولت دوم میرحسین موسوی، وزیر اقتصاد بود و سال ۱۳۷۸ هم جزو مؤسسان حزب اعتدال و توسعه (نزدیک به حسن روحانی) ولی با توجه به حضورش از سال ۱۳۷۶ به عنوان رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» و نزدیکی به بیت رهبر، مواضع سیاسیاش هم متفاوت شد و سال ۱۳۸۶ از حزب اعتدال و توسعه استفعا داد.
محمدجواد ایروانی
محمدجواد ایروانی،معاون نظارت و حسابرسی دفتر رهبر، یک چهره مهم و متنفذ در بیت خامنهای محسوب میشود. او که تا سال ۱۳۸۶ رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» بود، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. او در دولت دوم میرحسین موسوی، وزیر اقتصاد بود و سال ۱۳۷۸ هم جزو مؤسسان حزب اعتدال و توسعه (نزدیک به حسن روحانی) ولی با توجه به حضورش از سال ۱۳۷۶ به عنوان رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» و نزدیکی به بیت رهبر، مواضع سیاسیاش هم متفاوت شد و سال ۱۳۸۶ از حزب اعتدال و توسعه استفعا داد.
او اکنون یک چهره سیاسی وفادار به رهبر محسوب میشود. «معاونت نظارت و
حسابرسی» سال۱۳۷۰ تشکیل شده است. این معاونت، مسئولیت نظارت مالی بر
نهادهای اقتصادی غیرنظامی تحت نظر رهبر است. این معاونت از طریق مؤسسه
«مفید راهبر»، از این نهادها حسابرسی میکند. این مؤسسه همچنین حسابرسی
مالی دفتر رهبر جمهوری اسلامی را نیز انجام میدهد.
مسئولیت هماهنگی امور مالیاتی بین این نهادها و وزارت اقتصاد و سازمان امور مالیاتی کشور و مسولیت بازرسی و حسابرسی از «مرکز ملی فضای مجازی کشور» و «نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت» از دیگر وظایف معاونت نظارت و حسابرسی است. این معاونت همچنین مسئولیت تامین بخشی از هزینههای دفتر رهبر را بر عهده دارد. در واقع، این معاونت نقش «دیوان محاسبات» و «خزانهدار» را برای دفتر رهبر جمهوری اسلامی بازی میکند.
حسین محمدی
مسئولیت هماهنگی امور مالیاتی بین این نهادها و وزارت اقتصاد و سازمان امور مالیاتی کشور و مسولیت بازرسی و حسابرسی از «مرکز ملی فضای مجازی کشور» و «نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت» از دیگر وظایف معاونت نظارت و حسابرسی است. این معاونت همچنین مسئولیت تامین بخشی از هزینههای دفتر رهبر را بر عهده دارد. در واقع، این معاونت نقش «دیوان محاسبات» و «خزانهدار» را برای دفتر رهبر جمهوری اسلامی بازی میکند.
حسین محمدی
معاون بررسی بیت رهبر جمهوری اسلامی، حسین محمدی است. حسین محمدی، عضو
مجمع تشخیص مصلحت نظام است. محمدی که در دوران حضور علی لاریجانی در
صداوسیما، معاون سیاسی او بود، از متنفذترین مدیران پشت پرده حوزه صداوسیما
فرهنگ جمهوری اسلامی محسوب میشود و همواره یکی از کاندیداهای مطرح برای
ریاست بر صداوسیما بوده است.
با این حال، او ترجیح داده که از دفتر رهبر جمهوری اسلامی، نقش کلیدی خود را در هدایت مهمترین رسانه جمهوری اسلامی بازی کند. نفوذ او محدود به صداوسیما نبوده و دیگر رسانههای نزدیک به دفتر رهبر نیز تحت تأثیر خطمشیهای تعیینشدهای توسط او یا منتقلشده توسط حسین محمدی قرار دارند. حسین محمدی با خانواده رهبر جمهوری اسلامی هم نسبت دارد که در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی وابسته به بیت رهبر، اهمیت دارد. دخترش عروس محمدحسن خامنهای، برادر رهبر جمهوری اسلامی است.
حسین فدایی
حسین فدایی، رئیس دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی است. او که از جمله فعالان سیاسی دهه ۶۰ است، زمانی نماینده سپاه پاسداران در امور مجلس بود. او بعدها نماینده مجلس شد، در دورههای هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی، فدایی همچنین از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۶، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود. این حزب، حدفاصل سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸، نقش محوری در میان اصولگرایان بازی کرد. حذف علیاکبر ناطقنوری از دایره تصمیمسازی اصولگرایان، تشدید فشارهای سیاسی علیه اکبر هاشمیرفسنجانی و برآمدن محمود احمدینژاد در شهرداری تهران و انتخابات ریاستجمهوری، از جمله رویدادهای مهمی بودند که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در آن نقش ویژهای ایفا کردند.
با این حال، او ترجیح داده که از دفتر رهبر جمهوری اسلامی، نقش کلیدی خود را در هدایت مهمترین رسانه جمهوری اسلامی بازی کند. نفوذ او محدود به صداوسیما نبوده و دیگر رسانههای نزدیک به دفتر رهبر نیز تحت تأثیر خطمشیهای تعیینشدهای توسط او یا منتقلشده توسط حسین محمدی قرار دارند. حسین محمدی با خانواده رهبر جمهوری اسلامی هم نسبت دارد که در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی وابسته به بیت رهبر، اهمیت دارد. دخترش عروس محمدحسن خامنهای، برادر رهبر جمهوری اسلامی است.
حسین فدایی
حسین فدایی، رئیس دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی است. او که از جمله فعالان سیاسی دهه ۶۰ است، زمانی نماینده سپاه پاسداران در امور مجلس بود. او بعدها نماینده مجلس شد، در دورههای هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی، فدایی همچنین از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۶، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود. این حزب، حدفاصل سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸، نقش محوری در میان اصولگرایان بازی کرد. حذف علیاکبر ناطقنوری از دایره تصمیمسازی اصولگرایان، تشدید فشارهای سیاسی علیه اکبر هاشمیرفسنجانی و برآمدن محمود احمدینژاد در شهرداری تهران و انتخابات ریاستجمهوری، از جمله رویدادهای مهمی بودند که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در آن نقش ویژهای ایفا کردند.
دفتر بازرسی یک نهاد «مأموریتمحور» است که وظیفه اصلیاش، پیگیری
پروندههای ویژهای که از سوی رهبر جمهوری اسلامی محول میشود است ولی به
طور محدود هم بر اساس گزارشهای دریافتی اقدام میکند. پروندههای ویژه بر
اساس نامهها و شکایتهای دریافتی تنظیم میشود و گروه تحقیق و بازرسی این
دفتر، اختیار تام برای ورود به دستگاههای دولتی و برخی دستگاههای دولتی
برای رسیدگی را دارد.
از سال ۱۳۹۶ با حکم رهبر جمهوری اسلامی، بخش بیشتری از نهادهای زیرنظر رهبر از جمله دفتر رهبر جمهوری اسلامی هم به شمول بازرسی ویژه این دفتر افزوده شدهاند. در زیرمجموعه این دفتر، چهار گروه کاری «فرهنگی»، «اقتصادی»، «قضایی» و «سیاسی» وجود دارند. مأموریتهای این دفتر محدود به نهادهای زیرنظر رهبر نیست و کلیه مجموعههای قوای سهگانه را نیز در بر میگیرد. روابط سازمانی و وظایف این معاونت از سوی دفتر رهبر جمهوری اسلامی تعیین میشود. گزارشهایی که دفتر بازرسی تهیه میکند، توسط دفتر رهبر جمهوری اسلامی به دستگاههای اجرایی ابلاغ میشود.
علی سعیدی
علی سعیدی، مسئول فعلی دفتر عقیدتی-سیاسی از جمله تندروترین چهرههای سیاسی است که مروج ادبیات آخرالزمانی بوده است. او که بیش از یک دهه، نماینده ولی فقیه در سپاه بوده، در ظهور و رشد شبکهای از نیروهای نظامی و امنیتی در سیاست ایران نقش داشته است. برخی از این نیروها اکنون در دفتر عقیدتی سیاسی همکار آقای سعیدی شدهاند.
از سال ۱۳۹۶ با حکم رهبر جمهوری اسلامی، بخش بیشتری از نهادهای زیرنظر رهبر از جمله دفتر رهبر جمهوری اسلامی هم به شمول بازرسی ویژه این دفتر افزوده شدهاند. در زیرمجموعه این دفتر، چهار گروه کاری «فرهنگی»، «اقتصادی»، «قضایی» و «سیاسی» وجود دارند. مأموریتهای این دفتر محدود به نهادهای زیرنظر رهبر نیست و کلیه مجموعههای قوای سهگانه را نیز در بر میگیرد. روابط سازمانی و وظایف این معاونت از سوی دفتر رهبر جمهوری اسلامی تعیین میشود. گزارشهایی که دفتر بازرسی تهیه میکند، توسط دفتر رهبر جمهوری اسلامی به دستگاههای اجرایی ابلاغ میشود.
علی سعیدی
علی سعیدی، مسئول فعلی دفتر عقیدتی-سیاسی از جمله تندروترین چهرههای سیاسی است که مروج ادبیات آخرالزمانی بوده است. او که بیش از یک دهه، نماینده ولی فقیه در سپاه بوده، در ظهور و رشد شبکهای از نیروهای نظامی و امنیتی در سیاست ایران نقش داشته است. برخی از این نیروها اکنون در دفتر عقیدتی سیاسی همکار آقای سعیدی شدهاند.
علی سعیدی حوادث دهه اخیر خاورمیانه را بخشی از علائم ظهور میداند و
از حکومت عربستان به عنوان یک مانع ظهور میداند. سابقه تشکیل دفتر عقیدتی
سیاسی به آذرماه ۱۳۶۸ باز میگردد. عنوان دقیق این نهاد «دفتر عقیدتی-سیاسی
ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح» است و به عنوان یک نهاد مستقل در کنار
دفتر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند.
وظیفه اصلی این نهاد، «سیاستگذاری، هماهنگی، بازرسی و نظارت بر امور و وظایف نمایندگی ولی فقیه در نیروهای مسلح» و «ایجاد هماهنگی میان سازمان های عقیدتی سیاسی در کلیهی نیروهای مسلح و ایجاد وحدتِ روش و رسیدگی به مسایل آنها» از طریق هماهنگی با «ستاد کل نیروهای مسلح» تعریف شده است.
علی آقامحمدی
گروه «بررسیهای اقتصادی»، یک دفتر مشورتی و مطالعاتی است که در سالهای اخیر بر نقش و اهمیت آن افزوده شده است. این دفتر همچنین در سیاستگذاری برای سرمایهگذاری نهادهای اقتصادی تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی نیز مشارکت دارد. مسئولیت این گروه بر عهده علی آقامحمدی است که از او به عنوان «مشاور اقتصادی» رهبر جمهوری اسلامی نام برده میشود.
وظیفه اصلی این نهاد، «سیاستگذاری، هماهنگی، بازرسی و نظارت بر امور و وظایف نمایندگی ولی فقیه در نیروهای مسلح» و «ایجاد هماهنگی میان سازمان های عقیدتی سیاسی در کلیهی نیروهای مسلح و ایجاد وحدتِ روش و رسیدگی به مسایل آنها» از طریق هماهنگی با «ستاد کل نیروهای مسلح» تعریف شده است.
علی آقامحمدی
گروه «بررسیهای اقتصادی»، یک دفتر مشورتی و مطالعاتی است که در سالهای اخیر بر نقش و اهمیت آن افزوده شده است. این دفتر همچنین در سیاستگذاری برای سرمایهگذاری نهادهای اقتصادی تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی نیز مشارکت دارد. مسئولیت این گروه بر عهده علی آقامحمدی است که از او به عنوان «مشاور اقتصادی» رهبر جمهوری اسلامی نام برده میشود.
او هم اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی اصل ۴۴ قانون اساسی
است. علی آقامحمدی که رئیس انجمن دوستی ایران و عراق است، یک چهره کلیدی
در حوزه ورزش هم محسوب میشود و نقشهای سیاسی مهمی مانند واسطهگری برای
حل بحران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بازی کرده است.
هاشم رسولی محلاتی
مسئولیت دفتر وجوهات شرعی دفتر رهبر جمهوری اسلامی بر عهده «هاشم رسولی محلاتی» است. آقای رسولی محلاتی، سال ۱۳۶۸ نماینده ولیفقیه در بنیاد مسکن بود و سال ۱۳۷۱ نیز با حکم آیتالله خامنهای، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه شد.
هاشم رسولی محلاتی
مسئولیت دفتر وجوهات شرعی دفتر رهبر جمهوری اسلامی بر عهده «هاشم رسولی محلاتی» است. آقای رسولی محلاتی، سال ۱۳۶۸ نماینده ولیفقیه در بنیاد مسکن بود و سال ۱۳۷۱ نیز با حکم آیتالله خامنهای، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه شد.
هاشم رسولی محلاتی، چهار داماد دارد و زمانی یک شبکه خانوادگی را در
دفتر رهبر تشکیل داده بود؛ علیاکبر ناطق نوری تا سال ۱۳۹۶ مسئول دفتر
بازرسی دفتر رهبر بود و محمدحسن قرهی، داماد دیگرش عضو دفتر رهبر در قم
بود. محمدعلی شهیدی، سومین داماد هاشم رسولی محلاتی نماینده ولی فقیه در
بنیاد شهید و رئیس این نهاد عظیم است. نهادهای اقتصادی بنیاد شهید تحت
نظارت معاونت نظارت و حسابرسی دفتر رهبر قرار دارد. دیگر داماد او، عباس
آخوندی است که تا سال ۱۳۹۷ وزیر راه و شهرسازی دولت روحانی بود. صادق
خلخالی هم با خواهر هاشم رسولی محلاتی ازدواج کرده بود.
دفتر وجوهات شرعی به دلیل نقش مهمش در ایجاد یک شبکه مالی برای دریافت وجوهات شرعی و همچنین پرداخت شهریه طلبههایی که تحت پوشش خامنهای هستند، موقعیت کلیدی دارد.
غلامعلی حدادعادل
دفتر وجوهات شرعی به دلیل نقش مهمش در ایجاد یک شبکه مالی برای دریافت وجوهات شرعی و همچنین پرداخت شهریه طلبههایی که تحت پوشش خامنهای هستند، موقعیت کلیدی دارد.
غلامعلی حدادعادل
غلامعلی حدادعادل در تاریخ ۸ تیرماه ۱۳۸۷ به عنوان مشاور عالی رهبر
جمهوری اسلامی انتخاب شد. در حکم آیتالله خامنهای برای حدادعادل به تجربه
او در «عرصههای سیاسی و فرهنگی» اشاره شده بود و احتمالاً مشورتهای او
محدود به این دو حوزه است.
مجتبی خامنهای، دومین فرزند آیتالله خامنهای، داماد غلامعلی حدادعادل است و این ارتباط خانوادگی نقش مهمی در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی پیرامون رهبر داشته است. آقای حدادعادل علاوه بر حوزههای سیاسی و فرهنگی، در حوزه ادبیات و کتاب نیز همواره از ستایشکنندگان رهبر جمهوری اسلامی بوده و به طور معمول در نشستهای شاعران با آیتالله خامنهای حضور داشته است.
او رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی است و همچنین با حکم رهبر جمهوری اسلامی به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شده است. آیتالله خامنهای همچنین آقای حدادعادل را به عنوان عضو شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت منصوب کرده که در حوزه دیپلماسی مذهبی جمهوری اسلامی در خارج از کشور فعال هستند.
او همچنین بنیاد دایرهالمعارف اسلامی را اداره میکند. این بنیاد که دانشنامه جهان اسلام را منتشر میکند، سال ۱۳۶۲ با تصمیم آیتالله خامنهای تأسیس شده است. این مجموعه احکام و انتصابها و روابط خانوادگی سبب شده او در مقام مشاور عالی یک رابطه چندوجهی و سازمانیافته با رهبر داشته باشد. حدادعادل در سالهای اخیر در برخی مواقع در مقام سخنگوی سیاسی خامنهای نیز عمل کرده است.
یحیی رحیم صفوی
مجتبی خامنهای، دومین فرزند آیتالله خامنهای، داماد غلامعلی حدادعادل است و این ارتباط خانوادگی نقش مهمی در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی پیرامون رهبر داشته است. آقای حدادعادل علاوه بر حوزههای سیاسی و فرهنگی، در حوزه ادبیات و کتاب نیز همواره از ستایشکنندگان رهبر جمهوری اسلامی بوده و به طور معمول در نشستهای شاعران با آیتالله خامنهای حضور داشته است.
او رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی است و همچنین با حکم رهبر جمهوری اسلامی به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شده است. آیتالله خامنهای همچنین آقای حدادعادل را به عنوان عضو شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت منصوب کرده که در حوزه دیپلماسی مذهبی جمهوری اسلامی در خارج از کشور فعال هستند.
او همچنین بنیاد دایرهالمعارف اسلامی را اداره میکند. این بنیاد که دانشنامه جهان اسلام را منتشر میکند، سال ۱۳۶۲ با تصمیم آیتالله خامنهای تأسیس شده است. این مجموعه احکام و انتصابها و روابط خانوادگی سبب شده او در مقام مشاور عالی یک رابطه چندوجهی و سازمانیافته با رهبر داشته باشد. حدادعادل در سالهای اخیر در برخی مواقع در مقام سخنگوی سیاسی خامنهای نیز عمل کرده است.
یحیی رحیم صفوی
یحیی رحیم صفوی در تاریخ ۱۰ مهرماه ۱۳۸۶ به عنوان «دستیار و مشاور عالی
فرماندهی کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح» منصوب شد. او پیش از این
مسئولیت به مدت ۱۰ سال فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده
داشت. آقای صفوی همچنین با حکم خامنهای از سال ۱۳۶۸ به عنوان قائم مقام
فرمانده سپاه انتخاب شده بود. به عبارت دقیقتر، او از مجموعه فرماندهانی
است که در دوران پس از جنگ تحمیلی، به طور کامل زیر چتر حمایت آیتالله
خامنهای قرار گرفت و رشد کرد.
او در سالهای اخیر علاوه بر مأموریتهای مرتبط مانند ارائه مشاوره کلان در سطح ستادکل نیروهای مسلح، اظهارنظرهای متعددی در حوزه سیاستخارجی ایران به ویژه در منطقه خاورمیانه داشته است. آقای صفوی همچنین در مقام دستیار و مشاور عالی نظامی رهبر، ارتباط مداومی با مؤسسههای علمی و دانشگاههای کشور برقرار کرده و چند مؤسسه خیریه راه انداخته است.
این مؤسسههای علمی و خیریه که در مجموع یک شبکه را تشکیل میدهند، از اهمیت بالایی برای مشاوران مقامهای عالی در ساختار سیاسی برخوردار هستند. مشاوران از طریق این مؤسسهها به طور مداوم با بدنه دولت و دستگاههای اجرایی وابسته به رهبر در تماس هستند و پروژههای مشترک اجرایی و علمی تعریف میکنند. این ارتباطات به قدرت نفوذ و افزایش شبکه ارتباطات مشاوران کمک میکند و نقش آنها از حالت مشاور صرف به یک بازیگر مؤثر تبدیل میکند.
علیاکبر ولایتی
علیاکبر ولایتی، از تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۷۶ از سوی خامنهای به عنوان مشاور «امور بینالمللی» رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است. او که از مدیران معتمد رهبر محسوب میشود، از آبان سال ۱۳۶۸ نیز با حکم خامنهای به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب شده است.
عضویت او در شورای راهبردی سیاست خارجی، هیات امنای بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، عضویت در هیئت نظارت بر برجام و ریاست هیئت مؤسس دانشگاه آزاد، از دیگر عناوینی بوده که با حکم و تأیید آیتالله خامنهای صورت گرفته است. آقای ولایتی همچنین در دفعات مختلف به عنوان نماینده ویژه رهبر به کشورهای مختلف سفر کرده یا پیام رهبران کشورهای دیگر را دریافت کرده است.
او در سالهای اخیر علاوه بر مأموریتهای مرتبط مانند ارائه مشاوره کلان در سطح ستادکل نیروهای مسلح، اظهارنظرهای متعددی در حوزه سیاستخارجی ایران به ویژه در منطقه خاورمیانه داشته است. آقای صفوی همچنین در مقام دستیار و مشاور عالی نظامی رهبر، ارتباط مداومی با مؤسسههای علمی و دانشگاههای کشور برقرار کرده و چند مؤسسه خیریه راه انداخته است.
این مؤسسههای علمی و خیریه که در مجموع یک شبکه را تشکیل میدهند، از اهمیت بالایی برای مشاوران مقامهای عالی در ساختار سیاسی برخوردار هستند. مشاوران از طریق این مؤسسهها به طور مداوم با بدنه دولت و دستگاههای اجرایی وابسته به رهبر در تماس هستند و پروژههای مشترک اجرایی و علمی تعریف میکنند. این ارتباطات به قدرت نفوذ و افزایش شبکه ارتباطات مشاوران کمک میکند و نقش آنها از حالت مشاور صرف به یک بازیگر مؤثر تبدیل میکند.
علیاکبر ولایتی
علیاکبر ولایتی، از تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۷۶ از سوی خامنهای به عنوان مشاور «امور بینالمللی» رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است. او که از مدیران معتمد رهبر محسوب میشود، از آبان سال ۱۳۶۸ نیز با حکم خامنهای به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب شده است.
عضویت او در شورای راهبردی سیاست خارجی، هیات امنای بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، عضویت در هیئت نظارت بر برجام و ریاست هیئت مؤسس دانشگاه آزاد، از دیگر عناوینی بوده که با حکم و تأیید آیتالله خامنهای صورت گرفته است. آقای ولایتی همچنین در دفعات مختلف به عنوان نماینده ویژه رهبر به کشورهای مختلف سفر کرده یا پیام رهبران کشورهای دیگر را دریافت کرده است.
حضور در مراسمهای مذهبی خارج از ایران و ملاقات با رهبران کشورها برای
اعلام پیامهای رهبر جمهوری اسلامی هم از دیگر مأموریتهای مشاور امور
بینالمللی است. آقای همچنین دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی است که با
نظر رهبر تشکیل شده و ترویج ایدهها و افکار خامنهای در کشورهای اسلامی را
پیگیری میکند.
تعدد مسئولیت، مأموریت و اظهارنظرهای علیاکبر ولایتی در حوزه سیاست خارجی سبب شده که در تحلیلها از او به عنوان کلیدیترین چهره در تعیین سیاستهای دیپلماسی ایران یاد شود. راهبرد او در این حوزه، «نگاه به شرق» نام گرفته که از حمایت آیتالله خامنهای برخوردار بوده و بر توسعه روابط استراتژیک با روسیه و چین استوار است.
محمد شیرازی
دفتر نظامی، یک نهاد اداری-نظامی واسطه بین رهبر جمهوری اسلامی و دفتر رهبر جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح است. این دفتر «مسئول پیگیری امورات نظامی، انتصابات فرماندهان و ابلاغ احکام و دستورات» رهبر جمهوری اسلامی به نیروهای مسلح است. مسئولیت این دفتر با سرتیپ پاسدار محمد شیرازی است.
سابقه آشنایی محمد شیرازی و برادرانش با آیتالله خامنهای به رفسنجان در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ باز میگردد. آقای خامنهای برای سخنرانی به رفسنجان میرفت و محل سکونتش، منزل شیخ عباس شیرازی بود. عباس شیرازی برادر بزرگتر محمد شیرازی است.
تعدد مسئولیت، مأموریت و اظهارنظرهای علیاکبر ولایتی در حوزه سیاست خارجی سبب شده که در تحلیلها از او به عنوان کلیدیترین چهره در تعیین سیاستهای دیپلماسی ایران یاد شود. راهبرد او در این حوزه، «نگاه به شرق» نام گرفته که از حمایت آیتالله خامنهای برخوردار بوده و بر توسعه روابط استراتژیک با روسیه و چین استوار است.
محمد شیرازی
دفتر نظامی، یک نهاد اداری-نظامی واسطه بین رهبر جمهوری اسلامی و دفتر رهبر جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح است. این دفتر «مسئول پیگیری امورات نظامی، انتصابات فرماندهان و ابلاغ احکام و دستورات» رهبر جمهوری اسلامی به نیروهای مسلح است. مسئولیت این دفتر با سرتیپ پاسدار محمد شیرازی است.
سابقه آشنایی محمد شیرازی و برادرانش با آیتالله خامنهای به رفسنجان در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ باز میگردد. آقای خامنهای برای سخنرانی به رفسنجان میرفت و محل سکونتش، منزل شیخ عباس شیرازی بود. عباس شیرازی برادر بزرگتر محمد شیرازی است.
در دورانی که آیتالله خامنهای به ایرانشهر تبعید شده بود، این دو
برادر برای دیدار او میرفتند. این روابط پس از انقلاب ادامه یافت. عباس
شیرازی تا فرماندهی «تبلیغات جبهه و جنگ» پیش رفت ولی سال ۱۳۶۴ در جریان
جنگ کشته شد. محمد شیرازی در اوایل انقلاب، افسر وظیفه در بخش زرهی ارتش
بود و توسط برادرش به آیتالله خامنهای معرفی شد.
آقای خامنهای سال ۱۳۵۹ نماینده آیتالله خمینی در شورای عالی دفاع بود و این نخستین فرصت برای رشد محمد شیرازی در مناصب مدیریتی بود و او جانشین بخش خودکفایی شورای عالی دفاع شد. او در سایه اعتماد آیتالله خامنهای ترقی مقام کرد و در سال ۱۳۶۷ به عنوان فرد پیشنهادی برای «جانشین فرمانده کل قوا» مطرح شده بود. با پایان یافتن جنگ، ساختار نظامی ایران دچار تغییر و تحولاتی شد و محمد شیرازی به عنوان فرد معتمد آیتالله خامنهای به دفتر او رفت و مسئول دفتر نظامی او شد. علی شیرازی، برادر دیگر محمد شیرازی، از سال ۱۳۹۰ به عنوان نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه مشغول به کار است.
آقای خامنهای سال ۱۳۵۹ نماینده آیتالله خمینی در شورای عالی دفاع بود و این نخستین فرصت برای رشد محمد شیرازی در مناصب مدیریتی بود و او جانشین بخش خودکفایی شورای عالی دفاع شد. او در سایه اعتماد آیتالله خامنهای ترقی مقام کرد و در سال ۱۳۶۷ به عنوان فرد پیشنهادی برای «جانشین فرمانده کل قوا» مطرح شده بود. با پایان یافتن جنگ، ساختار نظامی ایران دچار تغییر و تحولاتی شد و محمد شیرازی به عنوان فرد معتمد آیتالله خامنهای به دفتر او رفت و مسئول دفتر نظامی او شد. علی شیرازی، برادر دیگر محمد شیرازی، از سال ۱۳۹۰ به عنوان نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه مشغول به کار است.
۱۳۹۸ خرداد ۲۹, چهارشنبه
چون قاتل دخترت یک مرد بوده
قوانینی که زنها را به سوی مرگ میفرستند
«دخترم که کشته شد، به ما گفتند برای اجرای مجازات قاتل، باید ۱۱۵ میلیون تومان، به خانوادهاش بدهید. من گیج و حیران، فقط میپرسیدم که چرا باید به قاتل دخترم دستخوش هم بدهم؟ و جواب میشنیدم چون قاتل دخترت یک مرد بوده و دیه زن و مرد برابر نیست.»
اینها را مادرِ سمیرا، میگوید که دختر ۳۵ سالهاش به دست سارقی مسلح در مغازهاش کشته شده است.
بر اساس قانون مجازات اسلامی، هم دیه قتل زن، نصف دیه مرد است[1] و هم اگر مردی به عمد، زنی را به قتل برساند، و خانوادهی مقتول تقاضای قصاص کنند پیش از اجرای حکم قصاص، باید به خاطر اعدام قاتل دیهای به او بپردازند.[2]
پروندهی لیلا فتحی، دختر ۱۱ سالهای که سه مرد پس از تجاوز او را به قتل رسانده بودند و خانوادهاش حتی با فروش دار و ندارشان، موفق به فراهم کردن دیه نشدند، یکی از مشهورترین پروندههای مربوط به قصاص است.
خانوادهی سمیرا البته، راضی به قصاص و اعدام قاتل دخترشان نیستند. اما قوانین ایران که تصمیمگیری برای مجازات قاتل را به خانوادهی مقتول واگذار کرده، راهی برای یک مجازات غیر از انتقام و تکرار خشونت، پیش پای آنها نگذاشته است. مجازاتی که عادلانه و متناسب با قتل فرزندشان باشد.
قانون چنین است: خانوادهی مقتول یا باید تقاضای قصاص کنند و قاتل را به بالای چوبهی دار بفرستند، یا با صرفنظر از قصاص و بخشیدن قاتل، به گرفتن دیه و حبسی بین سه تا ۱۰ سال برای جنبهی عمومی جرم کفایت کنند. حبسی کوتاه که نیمی از آن نیز میتواند بخشیده شود و دیهای که در صورت زن بودن مقتول، نصف خواهد شد.
اگر خانوادهی زنی که به قتل رسیده، خواهان اعدام قاتل باشند، اما نتوانند دیهی اعدام را به قاتل بپردازند، دادگاه مدتی به خانواده مهلت میدهد و اگر در این مدت قاتل را نبخشند یا قادر به پرداخت دیه اعدام نشوند، قاتل به قید وثیقه، تا زمان تعیین تکلیفش آزاد میشود.[3]
البته این قانون برای غریبهها است و اگر قاتل خانگی باشد، گریز از مجازات کشتن زنان آسانتر هم خواهد بود. مثلاً پدر و جد پدری از قصاص معاف هستند[4] و مجازاتشان برای قتل دخترانشان، فقط پرداخت نصف دیه و حبسی کوتاه مدت است. و این دیه را قاتل، در واقع به خانواده خودش پرداخت میکند و از این جیب به آن جیب میگذارد.
در برخی موارد، قانون مجازاتهایی از این هم سبکتر برای قتل زنان در نظر گرفته است. مثلاً اگر مردی، زنش را در حال رابطهی جنسی با مردی دیگر ببیند و به قتل برساند، نه تنها قصاص نمیشود بلکه حتی از پرداخت دیه به خانوادهی زن هم معاف است.[5]
بسیاری از فعالان حقوق زنان، برابری در قصاص را به دلیل مخالفتشان با اعدام، از فهرست خواستههایشان کنار گذاشتهاند و خواهان اعدام مردان قاتل، به خاطر رعایت برابری جنسیتی نیستند. اما در نبود قوانین عادلانه و منصفانهای که جایگزین قصاص باشند، چنین معافیتهایی برای مردان، هزینهی کشتن زنان را پایین آورده و ترویج و تشویقکننده قتل زنان به حساب میآیند.
آسانکردن قتلهای ناموسی زنان از جمله نتایج چنین قوانینی است و زنان بیشتری را در معرض خطر کشته شدن قرار میدهد. این گونه قتلهای ناموسی همچنان در برخی مناطق ایران رواج دارد و در موارد زیادی زنان به دلیل داشتن روابط جنسی یا عاشقانه و یا حتی تهمت و شک بیدلیل مردان خانواده به قتل میرسند.
قوانینی که زنها را به سوی مرگ میفرستند
«دخترم که کشته شد، به ما گفتند برای اجرای مجازات قاتل، باید ۱۱۵ میلیون تومان، به خانوادهاش بدهید. من گیج و حیران، فقط میپرسیدم که چرا باید به قاتل دخترم دستخوش هم بدهم؟ و جواب میشنیدم چون قاتل دخترت یک مرد بوده و دیه زن و مرد برابر نیست.»
اینها را مادرِ سمیرا، میگوید که دختر ۳۵ سالهاش به دست سارقی مسلح در مغازهاش کشته شده است.
بر اساس قانون مجازات اسلامی، هم دیه قتل زن، نصف دیه مرد است[1] و هم اگر مردی به عمد، زنی را به قتل برساند، و خانوادهی مقتول تقاضای قصاص کنند پیش از اجرای حکم قصاص، باید به خاطر اعدام قاتل دیهای به او بپردازند.[2]
پروندهی لیلا فتحی، دختر ۱۱ سالهای که سه مرد پس از تجاوز او را به قتل رسانده بودند و خانوادهاش حتی با فروش دار و ندارشان، موفق به فراهم کردن دیه نشدند، یکی از مشهورترین پروندههای مربوط به قصاص است.
خانوادهی سمیرا البته، راضی به قصاص و اعدام قاتل دخترشان نیستند. اما قوانین ایران که تصمیمگیری برای مجازات قاتل را به خانوادهی مقتول واگذار کرده، راهی برای یک مجازات غیر از انتقام و تکرار خشونت، پیش پای آنها نگذاشته است. مجازاتی که عادلانه و متناسب با قتل فرزندشان باشد.
قانون چنین است: خانوادهی مقتول یا باید تقاضای قصاص کنند و قاتل را به بالای چوبهی دار بفرستند، یا با صرفنظر از قصاص و بخشیدن قاتل، به گرفتن دیه و حبسی بین سه تا ۱۰ سال برای جنبهی عمومی جرم کفایت کنند. حبسی کوتاه که نیمی از آن نیز میتواند بخشیده شود و دیهای که در صورت زن بودن مقتول، نصف خواهد شد.
اگر خانوادهی زنی که به قتل رسیده، خواهان اعدام قاتل باشند، اما نتوانند دیهی اعدام را به قاتل بپردازند، دادگاه مدتی به خانواده مهلت میدهد و اگر در این مدت قاتل را نبخشند یا قادر به پرداخت دیه اعدام نشوند، قاتل به قید وثیقه، تا زمان تعیین تکلیفش آزاد میشود.[3]
البته این قانون برای غریبهها است و اگر قاتل خانگی باشد، گریز از مجازات کشتن زنان آسانتر هم خواهد بود. مثلاً پدر و جد پدری از قصاص معاف هستند[4] و مجازاتشان برای قتل دخترانشان، فقط پرداخت نصف دیه و حبسی کوتاه مدت است. و این دیه را قاتل، در واقع به خانواده خودش پرداخت میکند و از این جیب به آن جیب میگذارد.
در برخی موارد، قانون مجازاتهایی از این هم سبکتر برای قتل زنان در نظر گرفته است. مثلاً اگر مردی، زنش را در حال رابطهی جنسی با مردی دیگر ببیند و به قتل برساند، نه تنها قصاص نمیشود بلکه حتی از پرداخت دیه به خانوادهی زن هم معاف است.[5]
بسیاری از فعالان حقوق زنان، برابری در قصاص را به دلیل مخالفتشان با اعدام، از فهرست خواستههایشان کنار گذاشتهاند و خواهان اعدام مردان قاتل، به خاطر رعایت برابری جنسیتی نیستند. اما در نبود قوانین عادلانه و منصفانهای که جایگزین قصاص باشند، چنین معافیتهایی برای مردان، هزینهی کشتن زنان را پایین آورده و ترویج و تشویقکننده قتل زنان به حساب میآیند.
آسانکردن قتلهای ناموسی زنان از جمله نتایج چنین قوانینی است و زنان بیشتری را در معرض خطر کشته شدن قرار میدهد. این گونه قتلهای ناموسی همچنان در برخی مناطق ایران رواج دارد و در موارد زیادی زنان به دلیل داشتن روابط جنسی یا عاشقانه و یا حتی تهمت و شک بیدلیل مردان خانواده به قتل میرسند.
حیدری نماینده خوزستان در خبرگان میگوید اعضای کمیسیون ویژه حتی حق افشای اطلاعات خود را به رئیس مجلس خبرگان هم ندارند.

«محبت نیوز»- در ایران بحث جانشینی علی خامنهای چند روزی است از سوی رسانهها بیشتر از گذشته دنبال میشود و تعدادی از اعضای مجلس خبرگان در مورد آن اظهار نظر کردند.
محسن اراکی از اعضای بلندپایه خبرگان چند روز پیش گفت به جز کمیسیون ویژه، تنها کسی که میتواند از لیست گزینههای رهبری آینده اطلاع داشته باشد خامنهای است.
وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس اعلام کرده که لیستی از گزینههای رهبری وجود دارد که تنها سه نفر از اعضای مجلس خبرگان که عضو کمیسیون ویژه هستند، از آن اطلاع دارند. او در پاسخ به پرسشی درباره «کمیسیون تعیین مصادیق رهبری» در مجلس خبرگان گفته بود، «کمیسیونی وجود دارد که از آن به کمیسیون تحقیق تعبیر میشود؛ کمیسیون ویژهای است و وظیفهاش این است که تمام کسانی که در معرض واجدیّت شرایط رهبری باشند را شناسایی کند و لیستی از آنها تهیه کند. چون مسئله صد درصد محرمانه است و با توجه به تجربه ناموفقی هم که در گذشته از مسئله اعلام قائم مقام رهبری بهوجود آمده، تصمیم گرفته شده در کمیسیون ویژهای که وجود دارد، فقط ۳ نفر این اسامی را نزد خودشان نگه دارند و از دایره این کمیسیون ۳ نفره خارج نشود.»
در واکنش به این اظهارات محسن حیدری نماینده خوزستان در رهبری، در این باره گفته «وظیفه کمیسیون ویژه شناسایی افرادی است که در معرض شرایط رهبری برای آینده هستند. یعنی این کمیسیون کسانی که الان در قید حیات هستند و امکان دارد به عنوان گزینه مطرح شوند شناسایی میکند.»
او تاکید کرده، «افرادی که در لیست گزینههای رهبری آینده نظام قرار میگیرند، دائم از سوی کمیسیون ویژه رصد میشوند و موضعگیریها و عملکردهای آنان در پروندهای ثبت میشود تا کمیسیون ویژه در روز مبادا اطلاعات خود را مطرح کند تا مجلس خبرگان تصمیمگیری کند.»
حیدری همچنین گفته اعضای این کمیسیون هم محرمانه هستند و در مورد آنها نیز حتی رئیس مجلس خبرگان هم حق سوال پرسیدن ندارد! یعنی اعضای کمیسیون ویژه حتی حق افشای اطلاعات خود را به رئیس مجلس خبرگان هم ندارند. تنها کسی که میتواند اطلاع داشته باشد و از آنها سوال کند خود رهبری هستند!
با این توضیحات روشن است گزینههای رهبری و کمیسیون تشخیص مصادیق گزینههای رهبری و سوال پرسیدن در مورد اعضای این کمیسیون محرمانه است. بنابراین مشخص نیست مسئولان نظام از جمله خود علی خامنهای ادعا میکنند باید با مردم شفاف بود.
«محبت نیوز»- در ایران بحث جانشینی علی خامنهای چند روزی است از سوی رسانهها بیشتر از گذشته دنبال میشود و تعدادی از اعضای مجلس خبرگان در مورد آن اظهار نظر کردند.
محسن اراکی از اعضای بلندپایه خبرگان چند روز پیش گفت به جز کمیسیون ویژه، تنها کسی که میتواند از لیست گزینههای رهبری آینده اطلاع داشته باشد خامنهای است.
وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس اعلام کرده که لیستی از گزینههای رهبری وجود دارد که تنها سه نفر از اعضای مجلس خبرگان که عضو کمیسیون ویژه هستند، از آن اطلاع دارند. او در پاسخ به پرسشی درباره «کمیسیون تعیین مصادیق رهبری» در مجلس خبرگان گفته بود، «کمیسیونی وجود دارد که از آن به کمیسیون تحقیق تعبیر میشود؛ کمیسیون ویژهای است و وظیفهاش این است که تمام کسانی که در معرض واجدیّت شرایط رهبری باشند را شناسایی کند و لیستی از آنها تهیه کند. چون مسئله صد درصد محرمانه است و با توجه به تجربه ناموفقی هم که در گذشته از مسئله اعلام قائم مقام رهبری بهوجود آمده، تصمیم گرفته شده در کمیسیون ویژهای که وجود دارد، فقط ۳ نفر این اسامی را نزد خودشان نگه دارند و از دایره این کمیسیون ۳ نفره خارج نشود.»
در واکنش به این اظهارات محسن حیدری نماینده خوزستان در رهبری، در این باره گفته «وظیفه کمیسیون ویژه شناسایی افرادی است که در معرض شرایط رهبری برای آینده هستند. یعنی این کمیسیون کسانی که الان در قید حیات هستند و امکان دارد به عنوان گزینه مطرح شوند شناسایی میکند.»
او تاکید کرده، «افرادی که در لیست گزینههای رهبری آینده نظام قرار میگیرند، دائم از سوی کمیسیون ویژه رصد میشوند و موضعگیریها و عملکردهای آنان در پروندهای ثبت میشود تا کمیسیون ویژه در روز مبادا اطلاعات خود را مطرح کند تا مجلس خبرگان تصمیمگیری کند.»
حیدری همچنین گفته اعضای این کمیسیون هم محرمانه هستند و در مورد آنها نیز حتی رئیس مجلس خبرگان هم حق سوال پرسیدن ندارد! یعنی اعضای کمیسیون ویژه حتی حق افشای اطلاعات خود را به رئیس مجلس خبرگان هم ندارند. تنها کسی که میتواند اطلاع داشته باشد و از آنها سوال کند خود رهبری هستند!
- بیشتر بخوانید: چرا آیتالله صادق شیرازی با علی خامنه ای مخالف است؟
با این توضیحات روشن است گزینههای رهبری و کمیسیون تشخیص مصادیق گزینههای رهبری و سوال پرسیدن در مورد اعضای این کمیسیون محرمانه است. بنابراین مشخص نیست مسئولان نظام از جمله خود علی خامنهای ادعا میکنند باید با مردم شفاف بود.
نامه یعقوب فصل ۴
ترجمه قدیم
۶ لیکن او فیض زیاده میبخشد. بنابراین میگوید: «خدا متکبران را مخالفت میکند، اما فروتنان را فیض میبخشد.» ۷ پس خدا را اطاعت نمایید و با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد.
ترجمه شریف
۶ اما فیضی که خدا میبخشد از این هم بیشتر است، چون کلام او میفرماید «خدا با متکبران مخالفت میکند و به فروتنان فیض میبخشد. ۷ پس از خدا اطاعت کنید و در مقابل ابلیس مقاومت نمایید تا از شما بگریزد.
ترجمه تفسیری
۶ اما نباید فراموش کرد که خدا قدرت لازم برای ایستادگی در مقابل این خواستههای گناه آلود را به ما عطا میفرماید. از اینرو، کتاب آسمانی میفرماید: «خدا به شخص فروتن قوت میبخشد، اما با شخص متکبر و مغرور مخالفت میکند.» ۷ بنابراین، خود را با فروتنی به خدا بسپارید، و در برابر شیطان ایستادگی کنید تا از شما دور شود.
ترجمه انگلیسی
6 But he gives us more grace. That is why Scripture says: "God opposes the proud but gives grace to the humble." 7 Submit yourselves, then, to God. Resist the devil, and he will flee from you.
ترجمه قدیم
۶ لیکن او فیض زیاده میبخشد. بنابراین میگوید: «خدا متکبران را مخالفت میکند، اما فروتنان را فیض میبخشد.» ۷ پس خدا را اطاعت نمایید و با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد.
ترجمه شریف
۶ اما فیضی که خدا میبخشد از این هم بیشتر است، چون کلام او میفرماید «خدا با متکبران مخالفت میکند و به فروتنان فیض میبخشد. ۷ پس از خدا اطاعت کنید و در مقابل ابلیس مقاومت نمایید تا از شما بگریزد.
ترجمه تفسیری
۶ اما نباید فراموش کرد که خدا قدرت لازم برای ایستادگی در مقابل این خواستههای گناه آلود را به ما عطا میفرماید. از اینرو، کتاب آسمانی میفرماید: «خدا به شخص فروتن قوت میبخشد، اما با شخص متکبر و مغرور مخالفت میکند.» ۷ بنابراین، خود را با فروتنی به خدا بسپارید، و در برابر شیطان ایستادگی کنید تا از شما دور شود.
ترجمه انگلیسی
6 But he gives us more grace. That is why Scripture says: "God opposes the proud but gives grace to the humble." 7 Submit yourselves, then, to God. Resist the devil, and he will flee from you.
انجیل یوحنا فصل ۱۰
ترجمه قدیم
۱۰ دزد نمیآید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. ۱۱ «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد.
ترجمه شریف
۱۰ دزد میآید تا بدزدد، بکشد و نابود سازد. من آمدهام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور کامل داشته باشند. ۱۱ من شبان نیکو هستم، شبان نیکو جان خود را برای گوسفندان فدا میسازد
ترجمه تفسیری
۱۰ کار دزد اینست که بدزدد، بکشد و نابود کند؛ اما من آمدهام تا به شما حیات واقعی را به فراوانی عطا نمایم. ۱۱ «من شبان خوب و دلسوزم. شبان خوب از جان خود میگذرد تا گوسفندان را از چنگال گرگها نجات دهد.
ترجمه انگلیسی
10 The thief comes only to steal and kill and destroy; I have come that they may have life, and have it to the full. 11 "I am the good shepherd. The good shepherd lays down his life for the sheep.
ترجمه قدیم
۱۰ دزد نمیآید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. ۱۱ «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد.
ترجمه شریف
۱۰ دزد میآید تا بدزدد، بکشد و نابود سازد. من آمدهام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور کامل داشته باشند. ۱۱ من شبان نیکو هستم، شبان نیکو جان خود را برای گوسفندان فدا میسازد
ترجمه تفسیری
۱۰ کار دزد اینست که بدزدد، بکشد و نابود کند؛ اما من آمدهام تا به شما حیات واقعی را به فراوانی عطا نمایم. ۱۱ «من شبان خوب و دلسوزم. شبان خوب از جان خود میگذرد تا گوسفندان را از چنگال گرگها نجات دهد.
ترجمه انگلیسی
10 The thief comes only to steal and kill and destroy; I have come that they may have life, and have it to the full. 11 "I am the good shepherd. The good shepherd lays down his life for the sheep.
۱۳۹۸ خرداد ۲۸, سهشنبه
مکاشفه یوحنا فصل ۱
ترجمه قدیم
۸ من هستم الف و یا، اول و آخر،» میگوید آن خداوند خدا که هست و بود و میآید، قادر علیالاطلاق.
ترجمه شریف
۸ خداوند خدا میگوید: «من الف و یاء هستم، خداوند متعال که بود و هست و خواهد آمد»
ترجمه تفسیری
۸ خدا میفرماید: من الف و یا هستم. من ابتدا و انتها هستم.» این را خداوندی میفرماید که صاحب تمام قدرتهاست، و هست و بود و باز خواهد آمد.
ترجمه انگلیسی
8 "I am the Alpha and the Omega," says the Lord God, "who is, and who was, and who is to come, the Almighty."
ترجمه قدیم
۸ من هستم الف و یا، اول و آخر،» میگوید آن خداوند خدا که هست و بود و میآید، قادر علیالاطلاق.
ترجمه شریف
۸ خداوند خدا میگوید: «من الف و یاء هستم، خداوند متعال که بود و هست و خواهد آمد»
ترجمه تفسیری
۸ خدا میفرماید: من الف و یا هستم. من ابتدا و انتها هستم.» این را خداوندی میفرماید که صاحب تمام قدرتهاست، و هست و بود و باز خواهد آمد.
ترجمه انگلیسی
8 "I am the Alpha and the Omega," says the Lord God, "who is, and who was, and who is to come, the Almighty."
ترجمه قدیم
۱۸ آنکه به او ایمان آرد، بر او حکم نشود؛ اما هر که ایمان نیاورد الآن بر او حکم شده است، بجهت آنکه به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده.
ترجمه شریف
۱۸ هر کس به او ایمان بیاورد محکوم نمیشود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.
ترجمه تفسیری
۱۸ «کسانی که به او ایمان بیاورند، هیچ نوع محکومیت و هلاکتی در انتظارشان نیست؛ ولی کسانی که به او ایمان نیاورند، از هم اکنون محکوماند، چون به یگانه فرزند خدا ایمان نیاوردهاند.
ترجمه انگلیسی
18 Whoever believes in him is not condemned, but whoever does not believe stands condemned already because he has not believed in the name of Gods one and only Son.
۱۸ آنکه به او ایمان آرد، بر او حکم نشود؛ اما هر که ایمان نیاورد الآن بر او حکم شده است، بجهت آنکه به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده.
ترجمه شریف
۱۸ هر کس به او ایمان بیاورد محکوم نمیشود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.
ترجمه تفسیری
۱۸ «کسانی که به او ایمان بیاورند، هیچ نوع محکومیت و هلاکتی در انتظارشان نیست؛ ولی کسانی که به او ایمان نیاورند، از هم اکنون محکوماند، چون به یگانه فرزند خدا ایمان نیاوردهاند.
ترجمه انگلیسی
18 Whoever believes in him is not condemned, but whoever does not believe stands condemned already because he has not believed in the name of Gods one and only Son.
۱۳۹۸ خرداد ۲۷, دوشنبه
نجیل لـوقـا فصل ۴
ترجمه قدیم
۱۸ «روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شکسته دلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را به بینایی موعظه کنم و تا کوبیدگان را آزاد سازم، ۱۹ و از سال پسندیده خداوند موعظه کنم.»
ترجمه شریف
۱۸ «روح خداوند بر من است، او مرا مسح کرده است تا به بینوایان مژده دهم. مرا فرستاده است تا آزادی اسیران و بینایی کوران و رهایی ستمدیدگان را اعلام کنم ۱۹ و سال فرخندۀ خداوند را اعلام نمایم.»
ترجمه انگلیسی
18 "The Spirit of the Lord is on me, because he has anointed me to preach good news to the poor. He has sent me to proclaim freedom for the prisoners and recovery of sight for the blind, to release the oppressed, 19 to proclaim the year of the Lords favor."
ترجمه قدیم
۱۸ «روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شکسته دلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را به بینایی موعظه کنم و تا کوبیدگان را آزاد سازم، ۱۹ و از سال پسندیده خداوند موعظه کنم.»
ترجمه شریف
۱۸ «روح خداوند بر من است، او مرا مسح کرده است تا به بینوایان مژده دهم. مرا فرستاده است تا آزادی اسیران و بینایی کوران و رهایی ستمدیدگان را اعلام کنم ۱۹ و سال فرخندۀ خداوند را اعلام نمایم.»
ترجمه انگلیسی
18 "The Spirit of the Lord is on me, because he has anointed me to preach good news to the poor. He has sent me to proclaim freedom for the prisoners and recovery of sight for the blind, to release the oppressed, 19 to proclaim the year of the Lords favor."
اقتصادی که محکوم به فروپاشی است seyed bijan eftekhari
این روزها دستگاه تبلیغاتی حکومت اسلامی با شدت و حدت بسیار بکار افتاده تا چنین الغا کند که علت اصلی نا بسامانیهای حاکم بر اقتصاد کشور ناشی از تحربمهای همه جانبه امریکا است. تا آنجا که زنگنه وزیر نفت رسما میگوید که فشار تحریمها به جایی رسیده که خریداران سابق نفت ایران حتا جواب تلفن ما راهم نمیدهند. این در حالی است که حمل نفت نیز خود به علت مشگلات صدور بیمه نامه یک معضل جدی به شمار میرود.اینکه صدور نفت همراه با اختلالات مالی درآمد ارزی کشور را به حداقل رسانده و درعین حال ارزش ریال را در زمانی کوتاه به یک چهارم تقلیل داده و نرخ تورم به ویژه در حوضه مواد غذایی را به مرز سه رقمی شدن رسانده برآمده ناشی از فشارهای امریکا است تردیدی وجود ندارد. ولی اینکه تنها اقدامات امریکا است که وضع را به اینجا کشنده اغرارآمیز است و در آن حدی نیست که رژیم تبلیع میکند. رژیم اسلامی میخواهد کارشکنی های امریکا را بهانه قرار داده و به جامعه چنین الغا کند که تنها علت نابسامانی وضع موجود فشار از خارج است. درحالی که علت واقعی را بایستی در از هم پاشیدگی سیاستهای اقتصادی حکومت جستجو کرد. سیاستهای پر خطایی که ۴۰ سال است در حوزه اقتصاد کلان و تجارت خارجی برخلاف منطق اقتصاد جریان دارد.
چندین قرن است که علم اقتصاد به عنوان عامل پیشرفت و توسعه در جوامع پیشرفته شناخته شده و هر روز با ارائه نظریه و تجربیات جدید ارزش و اعتبار بیشتری پیدا میکند. از اینرو علم اقتصاد در زندگی روزمره مردم جایگاه ویژه ای بدست آورده و سبب گردیده تا در طول زمان منطق و اصول تجربی و تئوریهای مختلف راهنما و راه گشای سیاستهای اقتصاد کلان دولتها شود. دراین رابطه برای هدایت برنامه های اقتصادی دولتها چارچوبهایی مانند نظام اقتصاد آزاد، نظام سوسیایستی، نظام سرمایه داری، نظام سوسیال دمکراسی مشخص شده و شکل گرفته که عدول از آن باعث انحراف و بروز عدم تعادلات اصلاح ناپذیر در نظام اقتصادی خواهد شد. از اینرو در این چارچوب نه تنها تدابیری در جهت رفع مشگلات اقتصادی پیش بینی شده، بلکه راه حلهای مختلف در برخورد با بحران های پیش بینی نشده نیز در نظر گرفته شده است. لذا اینگونه است که وقتی بحران یا عدم تعادلی در اقتصاد یک کشور رخ میدهد، دولت در چارچوب نظام اقتصادی حاکم وارد عمل شده و دفع خطر میکند.
یک مورد مشخص در این رابطه بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ است که سیستم مالی جهان را با خطر جدی فروپاشی مواجه کرد، تا آنجا که در زمانی کوتاه ارزش سهام در کشورهای مختلف به شدت سقوط نمود و بازار مسکن در چندین کشور غربی یک بحران عمیق فرو رفت. ولی مشاهده شد که بلافاصله کارشناسان اقتصادی امریکا و اروپا به میدان آمدند و با کمک از دولت امریکا، انگلستان، آلمان، ژاپن، فرانسه و غیره در چارچوب تدابیر اقتصادی رایج بحران را مهار کردند. در حالیکه اگر غیر از این عمل میشد، جهان مالی قطعا با یک فاجعه مواجه میگردید. مثال دیگر در این رابطه خروج انگلستان از اتحادیه اروپا است. این کشورهر چند که با این اقدام خود چارچوب نظام اقتصادی اروپا را به چالش کشید، ولی در مقابل در تلاش است تا اقتصاد خود را با حفظ چارچوب منطق اقتصاد وارد فاز جدیدی از پیشرفت کند. بخشی از جامعه انگلستان معتقد است که فرق است بین موقعیت اقتصادی انگلستان به عنوان پایه گذار اتحادیه کامنولث با حدود ۵۰ کشورعضو آن از جمله کانادا، استرالیا، نیوزلاند …. و روابط اقتصادی ویژه با امریکا در مقایسه با کشورهایی مانند یونان و قبرس و پرتقال و غیره در اتحادیه اروپا. از اینرو با رعایت چارچوب منطق اقتصاد تصمیم به خروج از اتحادیه کرده است.
مثال دیگر خصوصی سازی شرکتهای دولتی در کشورهای پیشرفته در بعد از جنگ جهانی دوم در اروپای غربی مانند انگلستان، فرانسه، ایتالیا، آلمان و ژاپن بود. این کشورها که در چارچوب نوعی اقتصاد دولتی عمل میکردند ، با یک گردش حساب شده در چارچوب منطق اقتصاد موفق شدند با انتقال سهام این شرکتها به بخش خصوصی نظم جدیدی را در اداره اقتصاد کشور بنا نهند. حتا در کشور انقلاب زده روسیه و تشکیل دولت مارگسیستی شوروی هم با وجود تغییر ۱۸۰ درجه ای آن معهذا منطق اقتصادی در چارچوب اقتصاد مارگسیستی به شدت رعایت شد، که اگر نمیشد هیچگاه دولت سوسیالیستی شوروی پا نمیگرفت و آنگونه گسترش جهانی پیدا نمیکرد.
تمام اقدامات جهانی و کشوری این چنانی و صدها مثال زنده دیگر از جوامع مختلف که بدون تردید میتوانست با مخاطرات و احتمال بروز اشتباهات بزرگ به بیراهه کشانده شود، با رعایت منطق اقتصاد و چارچوبهای قانونی بدون ضایعات قابل بحث به انجام رسیده و میرسد.
با این مقدمه اگر به تدابیر و سیاستهای اقتصادی حکومت اسلامی ایران در چهار دهه گذشته بپردازیم ملاحظه میگردد که حکومت نوپای مذهبی از همان ابتدا حرکتی در جهت خلاف منطق علم اقتصاد را آغاز میکند. اولین حرکت انحرافی مصادره بسیاری از واحدهای تولیدی و داراییهای مردم عادی به بهانه طاغوتی و انتقال این اموال به بنیادهای جدید التاسیس مانند بنیاد مستظعفان، بنیاد شهید، بنیاد پانزدهم خرداد و غیره مستقل از دولت و زیر نظر شخص ولی فقیه بود. با این حرکت به ظاهر انقلابی موجی در سراسر کشور به جریان افتاد که زمینه ای شد برای چپاول و غارت اموال مردم بنام انقلاب اسلامی. پس از آن کمیته امداد امام، ستاد اجرایی فرمان امام ، بنیاد شهید ، سازمان اوقاف، سازمان حج و زیارت در کنار دستگاه عریض و طویل استان قدس شاهدیم که هرکدام با سرمایه های نجومی تحت کنترل دستگاه ولی فقیه فعالیت میکنند و از مزایای ویژه، از جمله عدم پرداخت مالیات، بهره گیری از انواع رانتها و امتیازات تجاری بدون کنترل و حتی پاسخگویی برخوردارند.
چنانچه حکومتی از تدابیر و اقدامات اقتصادی در چارچوب پیش بینی شده در علم اقتصاد استفاده نکند و در بیرون از چارچوب آن عمل نماید، خواسته یا نا خواسته موضعی غیرطبیعی وغیر قابل کنترل پیدا کرده و موجبات فساد را فراهم میسازد. در حوزه اقتصاد کلان رژیم اسلامی به گونه ای خودسرانه و بدون رعایت چارچوب منطق اقتصاد و تنها با بهره گیری از فضای انقلابی، اقتصاد کشور را از حالت طبیعی خود خارج و دچار نوعی رشد سرطانی لاعلاج کرده است. رشدی که چهل سال است تداوم یافته و با توجه به ویژه گیهای نظام نوعی اقتصاد فقاهتی که در علم اقتصاد جایگاهی ندارد را شکل داده است.
درواقع انقلاب اسلامی ایران از نادر ترین انقلاباتی است درجهان که مشابه ندارد. زیرا که درهیچ زمان و هیچ کشوری سابقه نداشته که ملتی سرنوشت خود و نسلهای بعدی با همه منافع ملی کشور را در اختیار جماعتی معمم که کمترین تخصص و اطلاعی از مملکت داری نداشته و اصولا هیچگونه تجربه کاری ندارد و به شدت هم تشنه قدرت و ثروت است واگذار کند.
تسلط فقهای دینی و نوع نگرش آنها به کشور داری، برگرفته از ایده ئولوژی اسلامی آنهم از نوع شیعه آن سبب گردیده تا انسجام اقتصادی برجا مانده از رژیم گذشته کنار گذارده شده و بجای آن چهار بخش اقتصادی جدید پیدا شود که عبارتند از: اقتصاد بیت رهبری که حدود ۴۰ درصد از اقتصاد کشور را در بر میگیرد، اقتصاد دولتی، اقتصاد خصولتی و بخش خصوصی ضعیفی که پایگاه توده ای دارد. لذا این ولی مطلقه فقیه است که حاکم بر کشور بوده، با داشتن حدود ۴۰ درصد از ثروت ملی در کنترل خود، دو بخش دولت و خصولتی راهم بطور غیر مستقیم در اختیار دارد.
این تقسیم بندی خارج از منطق اقتصاد موجب شده تا تقریبا تمام فعالیتها ، تدابیر و برنامه ریزیهای اقتصادی اعم از کلان یا جزء بدون نگرش علمی و بیشتر تحت تاثیر باند بازیها، فامیل بازیها، تقلب و سندسازی و انواع شگردهای مخرب دیگر شکل گیرد و رشد اقتصاد سرطانی تحقق عملی پیدا کند. اینکه چرا ارزش یک دلار در طول چهار دهه از ۷۰ ریال به ۱۵۰۰۰۰ ریال جهش میابد، اینکه یک اولیگارشی تجاری بسیار ثروتمند در زمانی کوتاه از بطن رژیم بیرون میاید و کل نظام پولی کشور را در اختیار میگیرد، اینکه ده ها میلیارد دلار برای داشتن بمب اتم اسلامی هزینه میگردد، اینکه ده ها میلیارد دلار به کشورهای مسلمان منطقه کمک بلاعوض میشود، اینکه چند صد نفر به عنوان فرماندهان سپاه به ثروتهای نجومی دست پیدا میکنند، اینکه قشر معمم که در تمام دوران حیات خود در طول چند قرن هرگز در تولید ملی مشارکت نداشته ناگهان به قشر مرفه تبدیل میشود.
تاکنون درآمد سرشار نفت سرپوشی بود برای پوشاندن دزدیها وخلافکاریهای حکومت اسلامی. ولی از زمان شروع تحریمهای جدید دولت ترامپ در امریکا که مصمم است درآمد نفت ایران را به صفر برساند ولی فقیه را از رویاهای طلایی خود بیرون آورده، زیرا که می بیند با رقیب یا دشمنی مواجه شده که با بلوفها، دروغها و تقلبات دستگاه ولی فقیه بخوبی آشنا است، بطوریکه با ویراژ دادن هایش حکومت اسلامی را بکلی کلافه کرده است. امریکا در هر حال در این بازی برنده است و ولی فقیه بازنده، مضافا به اینکه هزینه عمده برای امریکای ثروتمند هزینه ناوگان دریایی مستقر در خلیج فارس است . درحالیکه هزینه حکومت اسلامی از این برخورد نابرابر نابودی اقتصاد کشور میباشد.
از اینرو ولی فقیه تازه به عمق فاجعه پی برده و به التماس افتاده تا ملت به کمک آید و با ریاضت کشی و خوردن یک وعده غذا بجای سه وعده دولت را یاری دهند. آقای رهبر از آن اولیگارشی تا خرخره در طلا فرو رفته درخواست کمک نمیکند، بلکه باز هم سراغ پا برهنه ها آمده و از آنها استمداد می طلبد. جالب تر اینکه استفاده از مکانیسم علم اقتصاد را که به فراموشی سپرده شده بود با بکارگیری جملاتی مانند “رونق تولید” ، “افزایش صادرات” ، “اقتصاد بدون نفت” ؛ گسترش یخش خصوصی و فرانر از همه برنامه ” اقتصاد مقاومتی” را بر زبان میاورد. هرچند که تمام این دستورات و پیشنهادات تاکنون از مرحله حرف تجاوز نکرده، ولی به هرحال نشان دهنده نگرانی خامنه ای از وخامت اوضاع اقتصادی کشور است .
در منطق اقتصاد کلیه درآمد و هزینه کشور و همچنین فعل و انفعالات در داراییهای عمومی بایستی پس از تصویب مجلس و عبور از کانال دولت، به گونه ای شفاف و قابل کنترل در معرض قضاوت جامعه قرار گیرد. در حالیکه چنین تعریفی در حکومت اسلامی معنا پیدا نمیکند. در زیر به دو مورد از انحرافات بیشمار رژیم اسلامی از چارچوب منطق اقتصاد اشاره میشود، که نشان میدهد فلج اقتصادی موجود نه تنها غیرمترقبه که اجتناب ناپذیر بوده است :
- درحوزه بیت رهبری :
- در اختیار گرفتن درآمد صادراتی نفت ،
- اجری برنامه چند ده میلیارد دلاری انرژی هسته ای
- در کنترل گرفتن بیش از ۴۰ درصد از بنیادها و سازمانهای اقتصادی برآمده از انقلاب
- معاف کردن سازمان های اقتصادی بیت رهبری از پرداخت مالیات ،
- تخصیص انواع رانتهای وارداتی و امتیازات ویژه در رابطه با مناقصات داخلی ،
- کمکهای بلاعوض میلیارد دلاری به پیروان حکومت اسلامی در خارج ازکشور
تخصیص صدها میلیارد تومان از بودجه دولت به نهاد های مذهبی ،
فروش بی رویه ارز و تقویت مافیای ارزی
بی تفاوتی نسبت به افزایش قاچاق کالا و دادن امتیازات ویژه تجاری به خودیهای نظام تخصیص اجرای پروژه های عظیم و سودآو به قرارگاه خاتم الانبیا
باز گذاردن دست سیستم بانکی در فعالیتهای بانکی غیر مجاز
فروش بی ضابطه شرکتهای دولتی و حساب سازیهای صوری
موارد فوق که تنها مشتی نمونه از خروار به شمار میرود، تنها بخشی از انحرافات گسترده حکومت اسلامی از چارچوب منطق اقتصاد را نشان میدهد که نه تصادفی رخ داده و نه از روی نیاز و ندانم کاری، بلکه بسیار آگاهانه و حساب شده توسط هیات حاکمه اسلامی مسلط بر اقتصاد کشور برنامه ریزی شده و سیستماتیگ به اجرا درآمده است، که در غیر اینصورت امکان نداشت بشود ۱۳۰۰ میلیارد دلار درآمد حاصل از صدور نفت در طول ۴۰ سال گذشته را این چنین بی حساب و کتاب بر باد داد. خوشبختانه فشار اقتصادی امریکا سبب گردیده تا پرده ها کنار رفته و ماهیت واقعی دستگاه ولی فقیه برملا شود تا رئیس جمهور رژیم مجبور شود از خرابی اوضاع اقتصادی کشور بنالد و جنگ اقتصادی را بهانه کند.
از بد حادثه اکنون هم شرائط به گونه ای است که باز اصلاح وضع اقتصادی موجود به عهده همان کسانی است که مسبب وضع موجود هستند. از اینرو هرگونه امیدواری در جهت بهبود اوضاع اقتصادی کشور چه با تحریم، چه بی تحریم کاذب و انتظاری بیهوده است و لذا بایستی در انتظار روزهای سخت تری بود.
۱۳۹۸ خرداد ۲۶, یکشنبه
معرفی کنگره رهایی ایران
بدین وسیله با احترام به اطلاع آن رسانه محترم میرساند، کنگره رهایی ایران از تاریخ یکم خرداد ماه یکهزار و سیصد و نود و هشت خورشیدی، برابر با بیست و دوم مِی دوهزار و نوزده میلادی به طور رسمی فعالیت خود را بر اساس هشت اصل زیر بنایی زیر در راستای براندازی کامل و در صورت امکان کنترل شده حکومت دیکتاتوری فعلی آغاز کرده است.
اصول زیر بنایی کنگره رهایی ایران:
۱. حذف کلیت، تمامیت و موجودیت جمهوری اسلامی از طریق مسالمت آمیز با تاکید بر حق دفاع از خود
۲. پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی ایران
۳. جدائی دین از حکومت همراه با آزادی همه ادیان و باورهای مذهبی و دینی
۴. پذیرش منشور جهانی حقوق بشر و اسناد وابسته
۵. آزادی احزاب سیاسی و سایر نهادهای مدنی
۶. برگزاری انتخابات آزاد برای تعیین نوع نظام آینده ایران در دوران پس از سرنگونی جمهوری اسلامی
۷. مشارکت مستقیم ایرانیان مناطق مختلف ایران در امور محلی خود
۸. کنگره رهائی ایران، شاهزاده رضا پهلوی را نماد یکپارچگی میهن، سرمایه ای ملی برای تحکیم همبستگی اپوزسیون و پرچمدار مبارزه برای فروپاشی جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیت مردم و تحقق دموکراسی و سکولاریزم در نظامی اعم از پادشاهی پارلمانی و یا جمهوری پارلمانی در ایران میداند.
در پیوست متن معرفی کنگره رهایی ایران در دو فرمت پی دی اف و تصویر خدمتتان ارسال میگردد و امیدوارم مورد مهر و همکاری شما واقع شده و توسط رسانه محترم و وزین شما در دسترس هم میهنانمان قرار گیرد.
همچنین لازم به توضیح است که این جانب پویا بهرامی به عنوان رابط مطبوعات، در راستای سهولت وظایف همکاران خبرنگارم از طریق راههای نوشته شده در انتهای این پست الکترونیک آماده همکاری و خدمات دهی به ایشان هستم.
با آرزوی روزگارانی شاد و درخور نام ایران و ایرانی
تردیدی ندارم شما نیز مثل من در این چند روزه که فرانسه سراپا و جهان کم
و بیش، سوگوار قتل وحشیانه نویسندگان و
کاریکاتوریستهای “شارلی هبدو” و شماری انسان بیگناه از جمله احمد، مسلمان الجزایری الاصل که تازه کارش را به عنوان پلیس آغاز کرده بود، میباشد؛ با یک چرای بزرگ روبرو بوده اید.
آیا انتشار کاریکاتور و یا طرحی با قلمی سیاه از پیامبری که هیچ تصویری از او به جا نمانده است ویا شیخی که بر در بهشت به علت بسیاری انتخاری ها، شکوه از کمبود باکرگانی میکند که قرار است انتحاری ها به محض ارتکاب جنایاتشان تا روز “کن فیکون” در آغوش آنها به کامجوئی مشغول باشند، و در نهایت تصویر سیاه قلم ابوبکر بغدادی ، جنایتکاری که در موصل پرچم جهل و جنایت و فساد را به نام اسلام و پیامبر برافراشته است، میتواند توجیه گرجنایتی باشد که آتش به جان همه ما زده است؟
اگر پیامبر اسلام زنده بود . کاریکاتور خود را میدید، آیا ما شاهد رفتارمشابهی با کاریکاتوریستهای شارلی هبدو میشدیم که او با “کعب بن اشرف “داشت؟ شاعری که پیامبر را هجو میکرد و اصحاب نبی از جمله برادر رضاعی کعب جگرش را دریدند؟ و یا شاهد بزرگواریش در رابطه با آن یهودی می بودیم که بر سرش خاکستر میریخت و چون دوسه روزی بر بام نیامد و خاکستر فرو نریخت پیامبر دلیل غیبتش پرسید و چون دریافت بیمار است به دیدارش شتافت؟
ساده تر بگویم، اگر خدای بخشنده مهربان زمامدار دل و عقل ما بود، آیا
حتی نفی کنندگان خودش را به سرنوشت نویسندگان و کاریکاتوریستهای شارلی
هبدو، دچارمیکرد و یا به کاریکاتورها میخندید و رسامش را تحسین میکرد؟ و به
شورای گزینش جوایز هنری بارگاه الهی توصیه میکرد جایزه بهترین کاریکاتور
را به نشریه شارلی هبدو و کاریکاتوریستهایش بدهند.
حداقل ما در وطنی که دوستش داریم و در اوطانی که در همسایگی ما هستند خدای قاصم و جبار را نمی شناختیم . اگر اخوان المسلمین در مصر و فدائیان اسلام در ایران و دنبالیچه های آنها از جهادی ها تا اتباع مسعود میرزا ولی فقیه سابقا در جوار وطن ، از ملا عمر طالبان تا اسامه بن لادن القاعده ، از ابومصعب زرقاوی معدوم تا هادی العامری نورچشم نایب امام زمان و فرمانده سپاه بدر و از سید البطاط جیش المختار مقبور تا ابوبکر البغدادی منفور … نام قاصم و جبار را برافراشتند و به یادش کشتند و ویران کردند و نفرت و کین انباشتند . اکثریت آنهائی که اسلام را از پدر به ارث بردند و یا خود از طریق عرفان و یا حس و حال پیدایش کردند، تا پیش از ظهور سید روح الله مصطفوی در زیر درخت سیب در نوفلوشاتو، خدای قاصم جبار مکار را نمی شناختند. خدای کلک بازی که با مخلوق خود شیطان، به رقابت ابدی مشغول است و عین دکانداران سالهای دور در بازار چرتکه و ترازوئی در برابر گذاشته تا روزانه حساب و کتاب ملیاردها مخلوق خود را برسد و در ترازوی عدلش ثواب و گناهشان را وزن کند تا اگر ریششان را دوتیغه زدند در بست جهنمی شان کند و اگر طره از گیسوی بنده مؤنثش بیرون افتاد در دوزخ، به همان طره آویزانش کند و تا آخر عالم روزی سه هزار شلاق نصیبش کند. این خدا در مقابل، به احمد جنتی و صادق خلخالی و محمد محمدی ریشهری و اسامه بن لادن و ابومصعب زرقاوی و گوهرالشریعه دستغیب و فاطمه آلیا و همشیره محمود احمدی نژاد و صفی ناز کاظم مصری ذوب شده در ولایت صدام حسین در دهه ۸۰ و ولایت ولی فقیه پس از آن و …، حور و غلمان از نوع آنجلا جولی و هانیه توسلی و محمدرضا گلزار و برت پیت و … ارزانی میکند تا شب و روز بابت عملکرد اسلامی خود در جهان فانی، در دنیای باقی حال کنند. أنکس که جامی شراب انگور به سلامتی زندگی به کام ریخته، در درگاه این خدا باید تا ابد، مجازات شود. زیرا شراب طهورا را حضرتش فقط برای کسانی مقرر کرده است که سه روز پس از انقلاب بر بام مدرسه علوی چهار ژنرال ارتش را تیرباران کردند و ۳۵ سال است که میدرند ومیکشند و میبرند و با نامش، ملیونها انسان را به بند کشیده اند.
در سال ۵۷ ما و ۷۸ / ۷۹ کافران !! مردی را در قریه نوفلوشاتو پاریس زیر درخت سیبی نشاندند که امروز فرانسه و غرب (و البته شرق گرفتارتر خدای قاصم و جبار و مکار و …) سبد سبد از سیبهای درشت این درخت بهره مند میشوند.
بگذارید بی پرده بگویم ، زمانیکه در جزیره گوادلوپ سران غرب با این منطق
که شاه رفتنی است و خطر به قدرت رسیدن کمونیستهای ضد غرب ، جدی است حاضر
میشوند سردسته اصحاب کهف را از حجره غبار گرفته نجف به زیر درخت سیب در
پاریس برسانند و راه رسیدنش را به تخت طاووس هموار کنند، هرگز گمان نمی
بردند غولی را از شیشه بیرون میآورند که خیلی زود نفسشان را میگیرد و بلائی
به سرشان میآورد که قرنها با نمونه آن روبرو نشده اند. آقای کارتر، هرگز
باور نداشت که این غول، ۵۴ دیپلمات آمریکائی را ۴۴۴ روز به گروگان بگیرد،
چهار سال بعد بیش از سیصد آمریکائی و لبنانی و … را در دو انفجار در مقر
تفنگداران و سفارتش در بیروت به قتل برساند، دهها شهروندش را به گروگان
بگیرد ، با بمبهای کنار جاده ای در عراق ، توسط تروریستهای دستاموزش ، جان
حداقل دو هزار افسر و سربازش را در عراق بگیرد. در افغانستان نوکرانش را به
شکار کافران ینگه دنیائی فرا خواند و … آقای کالاهان باور نداشت که غول
مربوطه بساط ترور را در خیابانهای انگلیس میگسترد بیژن فاضلی و توکلی و
پسرش را میکشد ، برای سر سلمان رشدی جایزه تعیین میکند و سفارتش به جاسوس
خانه و مرکز طرح توطئه ترور و آزار رسانی تبریل میشود و در مرکز اسلامی اش
صدها نو جوان و جوان ایرانی و عرب و پاکستانی شستشوی مغزی داده میشوند که
سر از مهر خدای رحمان و رحیم بر تابند و به قاصم جبار مکار، ایمان آورند
….هرهلموت اشمیت که ابدا فکر نمیکرد سرسپردگان اسلام ناب انقلابی محمدی
ولائی، دهها تن را در کشورش به قتل برسانند ، جنایت میکونوس را مرتکب شوند
وخلبان محمدی را در برابر خانواده اش گلوله باران و فریدون فرخزاد را کارد
آجین کنند و بعد وزیر امنیتشان را بفرستند تا با معشوقه اش به فرانکفورت
بیاید و بر سر نحوه ی محاکمه جانیان میکونوس چانه بزند.
موسیو ژیسکار دستن نیز نمیدانست چه تحفه ای را راهی تهران کرده است که
از پیاله اول بدمستی اغاز میکند، شهریار شفیق و اویسی را میزند و وقتی انیس
نقاش نمیتواند مأموریتش را در کشتن شاپور بختیار به خوبی انجام دهد یازده
سال بعد شورای عالی امنیت ملی اش، نخست ، یار همیشه شاپور یعنی عبدالرحمن
برومند را میکشد و بعد شاپوربختیار را به تیغ وکیلی راد و محمد آزادی
وفریدون بویراحمدی حواله میدهد. وحید گرجی شان در ۸۶ پاریس را به آتش و خون
میکشد و بعد با بدرقه و دعای خیر راهی ام القری میشود چنانکه انیس نقاش
میرود و مزد جنایت میگیرد دار التحقیق در لبنان برپا میکند و کارشناس
تلویزیون المنار و العالم و المیادین میشود و قاتل بختیار را قشقاوی، معاون
وزارت خارجه ولی فقیه ثانی، با حلقه گل در فرودگاه امام خمینی، مورد
استقبال قرار میدهد … و تازه این پایان کارنیست که بعد رضا مظلومان وسیروس
الهی و …نیز به صف قربانیان می پیوندند. در اطراف نیز وضع بهتر نیست که خون
عبدالرحمن قاسملو و عبدالله قادری و کاظم رجوی و نقدی و چیتگر و … بر
دیوارهای وین و برن و رم و قبرس و … خشکیده است.
در الخبر عربستان دهها تن کشته میشوند و در بیروت شریفترین آزادگان اهل سیاست و قلم و اندیشه به توسط حزبی که نام خدای قاصم جبار را بر پیشانی دارد و از چشمه اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی در ام القرای تهران سیراب میشود به قتل میرسند. اکثر آنها مثل رفیق الحریری، وسام الحسن، فلیحان، عیدو، حسین مروه و … مسلمانند منتها مثل ما، خدای بخشنده مهربان را باور دارند نه قاصم جبار خونریز مکار را.
از قربانیان در وطن میگذرم که صفشان طویلترین است. از کدام بگویم؟ از کسروی که قربانی عصر طلبگی و مدرس جزء بودن روح الله بود، یا پرویز نیکخواه و محمدرضا عاملی تهرانی و علی اصغر امیرانی و … در هنگامه به تخت نشستن او؟ از سعیدی سیرجانی بگویم یا از مختاری و پوینده و میرعلائی و غفار جسینی؟
از فروهرها یاد کنم یا از حاجی زاده شاعر و پسرک ناکامش ؟ از چهارهزارقربانی ۶۷ اوین بگویم یا از دوهزاربه خون نشسته ی قصر و قزل حصار؟
فرانسه دچار شک بعد از زلزله است و انگار کسی نمیداند ما ایرانی ها و
اهالی حوزه جغرافیائی که بعد از ظهور خمینی، تحت سلطه ی خدای قاصم جبار
مکار قرار گرفت، از بسیاری شوک دچار لرزش مدام شده ایم. جهان متمدن، غرب
سکولار، با آسایش وجدان؛ هر نیم لبخند جانشینان سید روح الله مصطفوی را با
قهقهه و پایکوبی پاسخ داده و میدهد. (خنده ملیح وزرای خارجه بریتانیا و
آلمان و فرانسه و دکتر شیخ حسن روحانی در برابر کاخ سعدآباد در یادتان هست و
یا خندهای آشکار و پنهان عالیجنابان جان کری و کاترین اشتون و محمدجواد
ظریف در وین ؟) در های عراق و افغانستان را برایش میگشاید، بی خیال از
اینکه حضور غول ولائی ، باعث ظهور هماورد سلفی سنی اش خواهد شد.
اینرا در افغانستان تجربه کرده اند اما بازهم آماده اند با غول بسازند و امتیازش دهند شاید اندکی دست از طراری و آدمکشی بردارد. سی و دوسه سال پس از آنکه غول را در نجف از خواب بیدار کردند و به پاریس بردند تا همراه با مومنان کراواتی به تختش نشانند ، ناگهان نسخه مشابه او را برای برپائی دمکراسی اسلامی کراواتی در شرق در جمع اخوان المسلمینی مصری و تونسی و لیبیائی و … یافتند و حالیشان نبود که در محضر خدای قاصم و جبار، مردمسالاری کفر است و سی ملیون رأی مردم، تا مهر مبارک نماینده خدای قاصم و جبار متبرکش نکند هیچ ارزشی نخواهد داشت. (همین دیروز رهبر آدمخواران بوکوحرام در نیجریه با زبان عربی مغلوط و تهوع آور مردم کامرون و غرب افریقا را تهدید کرد اگر به دنبال دمکراسی بروند که کفر مطلق است زنان و دخترانشان را میربایند و سرخودشان را هم می برند)
مصری ها خود را تا حدودی نجات دادند تونسی ها هم ، عراقی ها گرفتارند که هم در چنگ پیروان سنی قاصم جبارند و هم زیر تیغ اتباع ولائی او. سوریها کم و بیش وضعی مشابه دارند با این تفاوت که حکومتشان آدمخوار سکولار است که دست در دست سربازان و سپاهیان الله قاصم و جبار گذاشته است تا بر لشگر پیروان اسلام ناب انقلابی سلفی داعشی و القاعده ای غلبه کند . پرزیدنت باراک حسین اوباما متاثر از حادثه پاریس پیام همدردی میفرستد و دفتر یادبود سفارت فرانسه در واشنگتن را به امضای خوش نقش خود مزین میکند . وزیرش را هم به پاریس میفرستد تا در راه پیمائی همبستگی فرانسویها شرکت کند. پیداست که او اصلا حوصله آن را ندارد که به ریشه های ماجرا بیندیشد و یکبار هم شده از سلف صالح خود بادام کار جورجیائی ( جیمی کارتر ) سوال کند چرا در سال ۱۹۷۹ ، از شاپور بختیار ، یک ایرانی آزاده ملی سوسیال دمکرات که فارغ التحصیل سوربن بود و با سابقه طولانی مبارزه در راه دمکراسی و عدالت اجتماعی، اگر دوسه ماه از او قاطعانه حمایت میشد و ارتش را وادار به پشتیبانی او میکردند، امروز در پاریس فاجعه شارلی هبدو رخ نمیداد، حمایت نکردی و به جایش رسولانی برای اطمینان بخشیدن به غول بیرون آمده از غار اصحاب کهف، به پاریس فرستادی؟
رمزی کلارک به نیابت از تو، چه در گوش خمینی گفت که او را به شتاب به
وسط میدان کشاند و راهی تهران کرد؟ کار اصلی هویزر در تهران چه بود که نه
شاه از آن خبر داشت نه پس از رفتنش به مصر، بختیار به کنه آن پی برد؟
پاریس و لندن و برلین هم باید به این سوالها پاسخ دهند. شما فکرش را بکنید فردا اگر ارکان جمهوری ولایت فقیه؛ شروط غرب را بپذیرند و آرزوهای اتمی نایب امام زمان و نماینده الله قاصم جبار را با شکوه تمام تشییع کنند آنوقت دیگر چه کسی میتواند به یاد غرب بیاورد که چرا به همین سرعت پرونده های سیاه جرائم پیروان اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی را بستید! گیرم قربانیان ایرانی و عرب و افغان و پاکستانی و … نزد شما ارزشی نداشتند با هزاران شهروند قربانی خودتان چه میکنید که میدانید چه کسانی و با دستور چه مقاماتی جانشان را گرفتند و یا بدترین رفتار را نسبت به آنها به اجرا در آوردند؟
آیا اگر فردا ایمن الظواهری و ابوبکر بغدادی هم حاضر به معامله شدند، گذشته ها را به فراموشی می سپارید و حتی از خون کاریکاتوریستها و نویسندگان شارلی هبدو و احمد پلیس الجزایری الاصل، در میگذرید؟ و همانطور که بارها اعلام آمادگی کرده اید که حاضرید با آدمخواران ملا عمر طالبان کنار بیائید و آنها را در اداره افغانستان شریک کنید، البغدادی و الظواهری را هم به شرط کوتاه کردن ریش و بستن کراوات در حکومت کشورهایشان، سهیم خواهید کرد؟
ماه آینده سی و ششمین سالروز آن هیچی بزرگ که به صورت ملت ایران توسط سید روح الله، در راه بازگشت به وطن در هواپیمای ارفرانس پرتاب شد، تحت عنوان دهه فجر جشن گرفته میشود. رهبران غرب منهای پرزیدنت اوباما که عادتا برای آیت الله خامنه ای نامه و پیام میفرستد، این سالروز فرخنده را به پرزیدنت حسن روحانی تبریک خواهند گفت.
گفت و محال است از او سوال کنند به عنوان دبیر شورای امنیت در گذشته و رئیس آن در حال حاضر، چه مسئولیتی در عملیات سربازان اسلام ناب در داخل و خارج کشور داشته است!
ما پیروان خدای رحمان و رحیمی که بدون ترازو نه به ریش ما کار دارد نه بی و یا بد حجابی زنانمان آزارش میدهد، نه دوزخی دارد که مثل زندان اوین باشد و نه بهشتی که باغ ملک آباد و ویلای ولایت را در لواسان، به یادمان بیاورد با دهه زجر دیدار میکنیم و بعد البته، دوره میکنیم شب را و روز را به این امید که سرانجام خودمان حساب قاصم جبار را برسیم و بار دیگربا حضورحضرت باری بخشنده مهربان در زندگی هامان، آرام گیریم.
در این روزها برای من شگفتی آور بود که کمتر کسی از احمد مسلمان الجزایری الاصل سخن گفت که با گلوله پیروان اسلام ناب انقلابی محمدی داعشی در گوشه خیابان، به قتل رسید. همه از تروریست های الجزایری الاصل میگفتند. احمد هم پیرو خدای مهربان عاشق بخشنده بود. خبرنگار العربیه به زادگاهش رفت و با خانواده و دوستانش سخن گفت. همگی میگفتند احمد عاشق دریا، شعر، طبیعت و زیبائی بود . به شوخ طبعی معروف و شادزیستن را باور داشت. دخترکی که روزگاری عاشقش بود یاد آورشد که هیچگاه بدون شاخه ای یاسمن به دیدارش نرفته بود . از کافه ای گفت که در سفرش به پاریس برای دیدن احمد ساعتها در آن می نشستند و از عشق و سینما و موسیقی و زیبائی شبانه شانزه لیزه میگفتند . عموی احمد هم یادآورشد برادرزاده اش؛ خیلی به خدا ایمان داشت اما خدایش با خدای تروریستهای هموطنش متفاوت بود. خدای احمد عاشق بوستان پر از گل و ریاحین شهرش بود .خدای تروریستها اما منزل نشین قبرستانی است که احمد از آن میگریخت . بسیاری از بستگانش که در جریان رویاروئی تروریستهای بنیاد گرای پیرو عباسی مدنی و علی بلحاج با پلیس و مردم عادی شهر به قتل رسیده بودند در آنجا خفته بودند.
میماند یک یادآوری، عباسی مدنی چنانکه خود بارها گفته بود با الهام از ” زیردرخت سیب نشین نوفلوشاتو” مبارزه را آغاز کرده بود. او نیز به خدای قاصم جبار ایمان دارد و به نامش فرمان جهاد را صادر کرده بود.
لندن ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵
۱) بمب گذاری در پاریس در سپتامبر ۱۹۸۶ م: در جریان این بمب گذاری ۹ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر زخمی شدند. پلیس در این رابطه مقر گروهی از مسلمانان شیعه را که خود را حزب الله می نامیدند کشف نمود. به دنبال آن ۵۷ عرب بازداشت و ۲۷ تن از آنان از فرانسه اخراج شدند. در این رابطه هشت دانشجوی ایرانی نیز از فرانسه اخراج شدند.
۲) درخواست فرانسه مبنی بر بازجویی از وحید گرجی دیپلمات ایرانی: با این که دولت فرانسه به عدم دخالت ایران در بمب گذاری سپتامبر ۱۹۸۶ پی برده بود، اما خواهان بازجویی از وحید گرجی بود. این امر با اعتراض ایران روبه رو شد. زیرا گرجی از کارمندان سفارت ایران بود و این امر مخالف کنوانسیون وین بند ۱، ماده ۳۰ بود. در این زمان به خانه گرجی حمله شد و دیپلمات دیگر ایرانی به نام محسن حسین زاده در قسمت فرانسوی فرودگاه ژنو مورد ضرب و شتم قرار گرفت.[۶] در این زمان فرانسه دستور ترک خاک ایران را به فرانسویان مقیم ایران داد، و پلیس فرانسه از ۲۹ ژوئن ۱۹۸۷ سفارت ایران را محاصره کرد. ایران هم مقابله به مثل انجام داده و سفارت فرانسه در تهران را محاصره کرد. به دنبال این حادثه و هم چنین مورد اصابت قرار گرفتن چند کشتی فرانسوی در خلیج فارس (۲۲ تیر ۱۳۶۶)، در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۶۶ وزارت خارجه فرانسه بیانیه ای را مبنی بر اعلام قطع مناسبات دیپلماتیک با ایران منتشر ساخت و روابط دو کشور به طور کامل قطع گردید.
۳)پس از قطع روابط، بحث در مورد چگونگی بازگرداندن دیپلمات ایرانی، وحید گرجی و کنسول فرانسوی ژان پل توری ادامه داشت. در نتیجه مذاکرات، گرجی و توری با یکدیگر مبادله شدند و بعد از گذشت حدود ده ماه، راه برای حل اختلافات تا حدودی هموار گردید.[۷] جهت گیری ژاک شیراک برای رفع اختلافات دو کشور در روزهای پایانی جنگ و تصمیم دولت ایران مبنی بر جداسازی حساب آمریکا از کشورهای اروپای غربی باعث شد تا روابط دو جانبه براساس تفاهم و منافع متقابل برقرار و تقویت گردد. شیراک در اولین سخنرانی خود در مجمع ملی فرانسه از ایران به منزله کشوری بزرگ یاد کرد و اظهار امیدواری کرد که بتواند با ایران وارد مذاکره شود. ایران در این زمان برای عادی سازی روابط خود با فرانسه سه شرط داشته و بر آنها تأکید می کرد
۴)در تیر ماه ۱۳۵۹ انیس نقاش خواست اورا بکشد یازده سال بعد در سال ۱۳۷۰ اورا و قبل از او دکتر عبدالرحمن برومند و سروش کتیبه را به قتل رساندند … دکتر عبدالرحمن قاسملو و کاک عبدالله قادری …. میکونوس شرفکندی اردلان دهکردی
۵)بختیار ۶ اوت۹۱ / ۱۵ مرداد ۱۳۷۰
۶)۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ ، ۲۴۱ آمریکائی در بیروت کشته شدند
ساعت یک و پنج دقیقه بعد از ظهر روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۲، کامیونی با بیش از ٩٠٠ کیلو مواد منفجره به ساختمان اصلی سفارت آمریکا در بیروت کوبید. در این انفجار مهیب، بخش مرکزی ساختمان هفت طبقه سفارتخانه در هم فروریخت و ۶۳ کشته و دست کم ۱۲۰ زخمی بر جای گذاشت. بنا بر اطلاعات موجود، در این انفجار ۱۷ آمریکایی، ۴۳ لبنانی، ۱ مصری، ۱ تونسی، و ۱ شهروند اردنی کشته شدند.
۷)آوریل ۱۹۸۳
کاریکاتوریستهای “شارلی هبدو” و شماری انسان بیگناه از جمله احمد، مسلمان الجزایری الاصل که تازه کارش را به عنوان پلیس آغاز کرده بود، میباشد؛ با یک چرای بزرگ روبرو بوده اید.
آیا انتشار کاریکاتور و یا طرحی با قلمی سیاه از پیامبری که هیچ تصویری از او به جا نمانده است ویا شیخی که بر در بهشت به علت بسیاری انتخاری ها، شکوه از کمبود باکرگانی میکند که قرار است انتحاری ها به محض ارتکاب جنایاتشان تا روز “کن فیکون” در آغوش آنها به کامجوئی مشغول باشند، و در نهایت تصویر سیاه قلم ابوبکر بغدادی ، جنایتکاری که در موصل پرچم جهل و جنایت و فساد را به نام اسلام و پیامبر برافراشته است، میتواند توجیه گرجنایتی باشد که آتش به جان همه ما زده است؟
اگر پیامبر اسلام زنده بود . کاریکاتور خود را میدید، آیا ما شاهد رفتارمشابهی با کاریکاتوریستهای شارلی هبدو میشدیم که او با “کعب بن اشرف “داشت؟ شاعری که پیامبر را هجو میکرد و اصحاب نبی از جمله برادر رضاعی کعب جگرش را دریدند؟ و یا شاهد بزرگواریش در رابطه با آن یهودی می بودیم که بر سرش خاکستر میریخت و چون دوسه روزی بر بام نیامد و خاکستر فرو نریخت پیامبر دلیل غیبتش پرسید و چون دریافت بیمار است به دیدارش شتافت؟

مردم بهت زده پاریس بعد از حمله تروریستی به چارلی ابدو
حداقل ما در وطنی که دوستش داریم و در اوطانی که در همسایگی ما هستند خدای قاصم و جبار را نمی شناختیم . اگر اخوان المسلمین در مصر و فدائیان اسلام در ایران و دنبالیچه های آنها از جهادی ها تا اتباع مسعود میرزا ولی فقیه سابقا در جوار وطن ، از ملا عمر طالبان تا اسامه بن لادن القاعده ، از ابومصعب زرقاوی معدوم تا هادی العامری نورچشم نایب امام زمان و فرمانده سپاه بدر و از سید البطاط جیش المختار مقبور تا ابوبکر البغدادی منفور … نام قاصم و جبار را برافراشتند و به یادش کشتند و ویران کردند و نفرت و کین انباشتند . اکثریت آنهائی که اسلام را از پدر به ارث بردند و یا خود از طریق عرفان و یا حس و حال پیدایش کردند، تا پیش از ظهور سید روح الله مصطفوی در زیر درخت سیب در نوفلوشاتو، خدای قاصم جبار مکار را نمی شناختند. خدای کلک بازی که با مخلوق خود شیطان، به رقابت ابدی مشغول است و عین دکانداران سالهای دور در بازار چرتکه و ترازوئی در برابر گذاشته تا روزانه حساب و کتاب ملیاردها مخلوق خود را برسد و در ترازوی عدلش ثواب و گناهشان را وزن کند تا اگر ریششان را دوتیغه زدند در بست جهنمی شان کند و اگر طره از گیسوی بنده مؤنثش بیرون افتاد در دوزخ، به همان طره آویزانش کند و تا آخر عالم روزی سه هزار شلاق نصیبش کند. این خدا در مقابل، به احمد جنتی و صادق خلخالی و محمد محمدی ریشهری و اسامه بن لادن و ابومصعب زرقاوی و گوهرالشریعه دستغیب و فاطمه آلیا و همشیره محمود احمدی نژاد و صفی ناز کاظم مصری ذوب شده در ولایت صدام حسین در دهه ۸۰ و ولایت ولی فقیه پس از آن و …، حور و غلمان از نوع آنجلا جولی و هانیه توسلی و محمدرضا گلزار و برت پیت و … ارزانی میکند تا شب و روز بابت عملکرد اسلامی خود در جهان فانی، در دنیای باقی حال کنند. أنکس که جامی شراب انگور به سلامتی زندگی به کام ریخته، در درگاه این خدا باید تا ابد، مجازات شود. زیرا شراب طهورا را حضرتش فقط برای کسانی مقرر کرده است که سه روز پس از انقلاب بر بام مدرسه علوی چهار ژنرال ارتش را تیرباران کردند و ۳۵ سال است که میدرند ومیکشند و میبرند و با نامش، ملیونها انسان را به بند کشیده اند.
در سال ۵۷ ما و ۷۸ / ۷۹ کافران !! مردی را در قریه نوفلوشاتو پاریس زیر درخت سیبی نشاندند که امروز فرانسه و غرب (و البته شرق گرفتارتر خدای قاصم و جبار و مکار و …) سبد سبد از سیبهای درشت این درخت بهره مند میشوند.

سلمان رشدی

روح الله خمینی
در الخبر عربستان دهها تن کشته میشوند و در بیروت شریفترین آزادگان اهل سیاست و قلم و اندیشه به توسط حزبی که نام خدای قاصم جبار را بر پیشانی دارد و از چشمه اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی در ام القرای تهران سیراب میشود به قتل میرسند. اکثر آنها مثل رفیق الحریری، وسام الحسن، فلیحان، عیدو، حسین مروه و … مسلمانند منتها مثل ما، خدای بخشنده مهربان را باور دارند نه قاصم جبار خونریز مکار را.
از قربانیان در وطن میگذرم که صفشان طویلترین است. از کدام بگویم؟ از کسروی که قربانی عصر طلبگی و مدرس جزء بودن روح الله بود، یا پرویز نیکخواه و محمدرضا عاملی تهرانی و علی اصغر امیرانی و … در هنگامه به تخت نشستن او؟ از سعیدی سیرجانی بگویم یا از مختاری و پوینده و میرعلائی و غفار جسینی؟
از فروهرها یاد کنم یا از حاجی زاده شاعر و پسرک ناکامش ؟ از چهارهزارقربانی ۶۷ اوین بگویم یا از دوهزاربه خون نشسته ی قصر و قزل حصار؟

علی وکیلی راد قاتل دکتر شاپور بختیار پس از معامله پشت پرده با فرانسه از زندان آزاد شد و به ایران بازگشت
اینرا در افغانستان تجربه کرده اند اما بازهم آماده اند با غول بسازند و امتیازش دهند شاید اندکی دست از طراری و آدمکشی بردارد. سی و دوسه سال پس از آنکه غول را در نجف از خواب بیدار کردند و به پاریس بردند تا همراه با مومنان کراواتی به تختش نشانند ، ناگهان نسخه مشابه او را برای برپائی دمکراسی اسلامی کراواتی در شرق در جمع اخوان المسلمینی مصری و تونسی و لیبیائی و … یافتند و حالیشان نبود که در محضر خدای قاصم و جبار، مردمسالاری کفر است و سی ملیون رأی مردم، تا مهر مبارک نماینده خدای قاصم و جبار متبرکش نکند هیچ ارزشی نخواهد داشت. (همین دیروز رهبر آدمخواران بوکوحرام در نیجریه با زبان عربی مغلوط و تهوع آور مردم کامرون و غرب افریقا را تهدید کرد اگر به دنبال دمکراسی بروند که کفر مطلق است زنان و دخترانشان را میربایند و سرخودشان را هم می برند)
مصری ها خود را تا حدودی نجات دادند تونسی ها هم ، عراقی ها گرفتارند که هم در چنگ پیروان سنی قاصم جبارند و هم زیر تیغ اتباع ولائی او. سوریها کم و بیش وضعی مشابه دارند با این تفاوت که حکومتشان آدمخوار سکولار است که دست در دست سربازان و سپاهیان الله قاصم و جبار گذاشته است تا بر لشگر پیروان اسلام ناب انقلابی سلفی داعشی و القاعده ای غلبه کند . پرزیدنت باراک حسین اوباما متاثر از حادثه پاریس پیام همدردی میفرستد و دفتر یادبود سفارت فرانسه در واشنگتن را به امضای خوش نقش خود مزین میکند . وزیرش را هم به پاریس میفرستد تا در راه پیمائی همبستگی فرانسویها شرکت کند. پیداست که او اصلا حوصله آن را ندارد که به ریشه های ماجرا بیندیشد و یکبار هم شده از سلف صالح خود بادام کار جورجیائی ( جیمی کارتر ) سوال کند چرا در سال ۱۹۷۹ ، از شاپور بختیار ، یک ایرانی آزاده ملی سوسیال دمکرات که فارغ التحصیل سوربن بود و با سابقه طولانی مبارزه در راه دمکراسی و عدالت اجتماعی، اگر دوسه ماه از او قاطعانه حمایت میشد و ارتش را وادار به پشتیبانی او میکردند، امروز در پاریس فاجعه شارلی هبدو رخ نمیداد، حمایت نکردی و به جایش رسولانی برای اطمینان بخشیدن به غول بیرون آمده از غار اصحاب کهف، به پاریس فرستادی؟

علی خامنه ای – ایمن الظواهری
پاریس و لندن و برلین هم باید به این سوالها پاسخ دهند. شما فکرش را بکنید فردا اگر ارکان جمهوری ولایت فقیه؛ شروط غرب را بپذیرند و آرزوهای اتمی نایب امام زمان و نماینده الله قاصم جبار را با شکوه تمام تشییع کنند آنوقت دیگر چه کسی میتواند به یاد غرب بیاورد که چرا به همین سرعت پرونده های سیاه جرائم پیروان اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی را بستید! گیرم قربانیان ایرانی و عرب و افغان و پاکستانی و … نزد شما ارزشی نداشتند با هزاران شهروند قربانی خودتان چه میکنید که میدانید چه کسانی و با دستور چه مقاماتی جانشان را گرفتند و یا بدترین رفتار را نسبت به آنها به اجرا در آوردند؟
آیا اگر فردا ایمن الظواهری و ابوبکر بغدادی هم حاضر به معامله شدند، گذشته ها را به فراموشی می سپارید و حتی از خون کاریکاتوریستها و نویسندگان شارلی هبدو و احمد پلیس الجزایری الاصل، در میگذرید؟ و همانطور که بارها اعلام آمادگی کرده اید که حاضرید با آدمخواران ملا عمر طالبان کنار بیائید و آنها را در اداره افغانستان شریک کنید، البغدادی و الظواهری را هم به شرط کوتاه کردن ریش و بستن کراوات در حکومت کشورهایشان، سهیم خواهید کرد؟
ماه آینده سی و ششمین سالروز آن هیچی بزرگ که به صورت ملت ایران توسط سید روح الله، در راه بازگشت به وطن در هواپیمای ارفرانس پرتاب شد، تحت عنوان دهه فجر جشن گرفته میشود. رهبران غرب منهای پرزیدنت اوباما که عادتا برای آیت الله خامنه ای نامه و پیام میفرستد، این سالروز فرخنده را به پرزیدنت حسن روحانی تبریک خواهند گفت.
گفت و محال است از او سوال کنند به عنوان دبیر شورای امنیت در گذشته و رئیس آن در حال حاضر، چه مسئولیتی در عملیات سربازان اسلام ناب در داخل و خارج کشور داشته است!
ما پیروان خدای رحمان و رحیمی که بدون ترازو نه به ریش ما کار دارد نه بی و یا بد حجابی زنانمان آزارش میدهد، نه دوزخی دارد که مثل زندان اوین باشد و نه بهشتی که باغ ملک آباد و ویلای ولایت را در لواسان، به یادمان بیاورد با دهه زجر دیدار میکنیم و بعد البته، دوره میکنیم شب را و روز را به این امید که سرانجام خودمان حساب قاصم جبار را برسیم و بار دیگربا حضورحضرت باری بخشنده مهربان در زندگی هامان، آرام گیریم.
در این روزها برای من شگفتی آور بود که کمتر کسی از احمد مسلمان الجزایری الاصل سخن گفت که با گلوله پیروان اسلام ناب انقلابی محمدی داعشی در گوشه خیابان، به قتل رسید. همه از تروریست های الجزایری الاصل میگفتند. احمد هم پیرو خدای مهربان عاشق بخشنده بود. خبرنگار العربیه به زادگاهش رفت و با خانواده و دوستانش سخن گفت. همگی میگفتند احمد عاشق دریا، شعر، طبیعت و زیبائی بود . به شوخ طبعی معروف و شادزیستن را باور داشت. دخترکی که روزگاری عاشقش بود یاد آورشد که هیچگاه بدون شاخه ای یاسمن به دیدارش نرفته بود . از کافه ای گفت که در سفرش به پاریس برای دیدن احمد ساعتها در آن می نشستند و از عشق و سینما و موسیقی و زیبائی شبانه شانزه لیزه میگفتند . عموی احمد هم یادآورشد برادرزاده اش؛ خیلی به خدا ایمان داشت اما خدایش با خدای تروریستهای هموطنش متفاوت بود. خدای احمد عاشق بوستان پر از گل و ریاحین شهرش بود .خدای تروریستها اما منزل نشین قبرستانی است که احمد از آن میگریخت . بسیاری از بستگانش که در جریان رویاروئی تروریستهای بنیاد گرای پیرو عباسی مدنی و علی بلحاج با پلیس و مردم عادی شهر به قتل رسیده بودند در آنجا خفته بودند.
میماند یک یادآوری، عباسی مدنی چنانکه خود بارها گفته بود با الهام از ” زیردرخت سیب نشین نوفلوشاتو” مبارزه را آغاز کرده بود. او نیز به خدای قاصم جبار ایمان دارد و به نامش فرمان جهاد را صادر کرده بود.
لندن ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵
۱) بمب گذاری در پاریس در سپتامبر ۱۹۸۶ م: در جریان این بمب گذاری ۹ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر زخمی شدند. پلیس در این رابطه مقر گروهی از مسلمانان شیعه را که خود را حزب الله می نامیدند کشف نمود. به دنبال آن ۵۷ عرب بازداشت و ۲۷ تن از آنان از فرانسه اخراج شدند. در این رابطه هشت دانشجوی ایرانی نیز از فرانسه اخراج شدند.
۲) درخواست فرانسه مبنی بر بازجویی از وحید گرجی دیپلمات ایرانی: با این که دولت فرانسه به عدم دخالت ایران در بمب گذاری سپتامبر ۱۹۸۶ پی برده بود، اما خواهان بازجویی از وحید گرجی بود. این امر با اعتراض ایران روبه رو شد. زیرا گرجی از کارمندان سفارت ایران بود و این امر مخالف کنوانسیون وین بند ۱، ماده ۳۰ بود. در این زمان به خانه گرجی حمله شد و دیپلمات دیگر ایرانی به نام محسن حسین زاده در قسمت فرانسوی فرودگاه ژنو مورد ضرب و شتم قرار گرفت.[۶] در این زمان فرانسه دستور ترک خاک ایران را به فرانسویان مقیم ایران داد، و پلیس فرانسه از ۲۹ ژوئن ۱۹۸۷ سفارت ایران را محاصره کرد. ایران هم مقابله به مثل انجام داده و سفارت فرانسه در تهران را محاصره کرد. به دنبال این حادثه و هم چنین مورد اصابت قرار گرفتن چند کشتی فرانسوی در خلیج فارس (۲۲ تیر ۱۳۶۶)، در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۶۶ وزارت خارجه فرانسه بیانیه ای را مبنی بر اعلام قطع مناسبات دیپلماتیک با ایران منتشر ساخت و روابط دو کشور به طور کامل قطع گردید.
۳)پس از قطع روابط، بحث در مورد چگونگی بازگرداندن دیپلمات ایرانی، وحید گرجی و کنسول فرانسوی ژان پل توری ادامه داشت. در نتیجه مذاکرات، گرجی و توری با یکدیگر مبادله شدند و بعد از گذشت حدود ده ماه، راه برای حل اختلافات تا حدودی هموار گردید.[۷] جهت گیری ژاک شیراک برای رفع اختلافات دو کشور در روزهای پایانی جنگ و تصمیم دولت ایران مبنی بر جداسازی حساب آمریکا از کشورهای اروپای غربی باعث شد تا روابط دو جانبه براساس تفاهم و منافع متقابل برقرار و تقویت گردد. شیراک در اولین سخنرانی خود در مجمع ملی فرانسه از ایران به منزله کشوری بزرگ یاد کرد و اظهار امیدواری کرد که بتواند با ایران وارد مذاکره شود. ایران در این زمان برای عادی سازی روابط خود با فرانسه سه شرط داشته و بر آنها تأکید می کرد
۴)در تیر ماه ۱۳۵۹ انیس نقاش خواست اورا بکشد یازده سال بعد در سال ۱۳۷۰ اورا و قبل از او دکتر عبدالرحمن برومند و سروش کتیبه را به قتل رساندند … دکتر عبدالرحمن قاسملو و کاک عبدالله قادری …. میکونوس شرفکندی اردلان دهکردی
۵)بختیار ۶ اوت۹۱ / ۱۵ مرداد ۱۳۷۰
۶)۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ ، ۲۴۱ آمریکائی در بیروت کشته شدند
ساعت یک و پنج دقیقه بعد از ظهر روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۲، کامیونی با بیش از ٩٠٠ کیلو مواد منفجره به ساختمان اصلی سفارت آمریکا در بیروت کوبید. در این انفجار مهیب، بخش مرکزی ساختمان هفت طبقه سفارتخانه در هم فروریخت و ۶۳ کشته و دست کم ۱۲۰ زخمی بر جای گذاشت. بنا بر اطلاعات موجود، در این انفجار ۱۷ آمریکایی، ۴۳ لبنانی، ۱ مصری، ۱ تونسی، و ۱ شهروند اردنی کشته شدند.
۷)آوریل ۱۹۸۳
اشعیا فصل ۶۰
ترجمه قدیم
۱ برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است. ۲ زیرا اینک تاریکی جهان را و ظلمت غلیظ طوایف را خواهد پوشانید امّا خداوند بر تو طلوع خواهد نمود و جلال وی بر تو ظاهر خواهد شد.
ترجمه شریف
۱ ای اورشلیم، برخیز و مانند خورشید درخشان شو، جلال خداوند بر تو میتابد! ۲ تیرگی و ظلمت بر سایر ملّتها سایه خواهد افکند، امّا نور خداوند بر تو خواهد تابید، و روشنایی حضور او با شما خواهد بود.
ترجمه تفسیری
۱ ای اورشلیم برخیـز و بگـذار نـور تو بدرخشد، زیرا جلال خداوند بر تو تابان است! ۲ تمام قومهای جهان در تاریکی فرو خواهند رفت، اما نور جلال خداوند بر تو خواهد تابید،
ترجمه انگلیسی
1 "Arise, shine, for your light has come, and the glory of the LORD rises upon you. 2 See, darkness covers the earth and thick darkness is over the peoples, but the LORD rises upon you and his glory appears over you.
ترجمه قدیم
۱ برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است. ۲ زیرا اینک تاریکی جهان را و ظلمت غلیظ طوایف را خواهد پوشانید امّا خداوند بر تو طلوع خواهد نمود و جلال وی بر تو ظاهر خواهد شد.
ترجمه شریف
۱ ای اورشلیم، برخیز و مانند خورشید درخشان شو، جلال خداوند بر تو میتابد! ۲ تیرگی و ظلمت بر سایر ملّتها سایه خواهد افکند، امّا نور خداوند بر تو خواهد تابید، و روشنایی حضور او با شما خواهد بود.
ترجمه تفسیری
۱ ای اورشلیم برخیـز و بگـذار نـور تو بدرخشد، زیرا جلال خداوند بر تو تابان است! ۲ تمام قومهای جهان در تاریکی فرو خواهند رفت، اما نور جلال خداوند بر تو خواهد تابید،
ترجمه انگلیسی
1 "Arise, shine, for your light has come, and the glory of the LORD rises upon you. 2 See, darkness covers the earth and thick darkness is over the peoples, but the LORD rises upon you and his glory appears over you.
۱۳۹۸ خرداد ۲۵, شنبه
مزامیر فصل ۷۱
ترجمه قدیم :
۱۷ ای خدا از طفولیتم مرا تعلیم دادهای و تا الآن، عجایب تو را اعلان کردهام. ۱۸ پس ای خدا، مرا تا زمان پیری و سفید مویی نیز ترک مکن، تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از توانایی تو.
ترجمه شریف :
۱۷ از دوران کودکی، تو مرا تعلیم دادهای و من هنوز هم کارهای عجیب تو را اعلام میکنم. ۱۸ پس ای خدا، اکنون که پیر شده و موهایم سفید گردیده است، مرا ترک منما، تا قدرت و عجایب تو را برای نسلهای آینده بیان کنم.
ترجمه تفسیری :
۱۷ خدایـا، از زمـان کودکی معلـم مـن تو بـودهای و من همیشه درباره کارهای شگفت انگیز تو با دیگـران سخـن گفتهام. ۱۸ پـس اکنـون که پیـر و سفیـد مو شدهام مرا ترک مکـن. کمکم کـن تا بتوانـم به نسلهای آینـده از قـدرت و معجزات تو خبـر دهـم.
ترجمه قدیم :
۱۷ ای خدا از طفولیتم مرا تعلیم دادهای و تا الآن، عجایب تو را اعلان کردهام. ۱۸ پس ای خدا، مرا تا زمان پیری و سفید مویی نیز ترک مکن، تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از توانایی تو.
ترجمه شریف :
۱۷ از دوران کودکی، تو مرا تعلیم دادهای و من هنوز هم کارهای عجیب تو را اعلام میکنم. ۱۸ پس ای خدا، اکنون که پیر شده و موهایم سفید گردیده است، مرا ترک منما، تا قدرت و عجایب تو را برای نسلهای آینده بیان کنم.
ترجمه تفسیری :
۱۷ خدایـا، از زمـان کودکی معلـم مـن تو بـودهای و من همیشه درباره کارهای شگفت انگیز تو با دیگـران سخـن گفتهام. ۱۸ پـس اکنـون که پیـر و سفیـد مو شدهام مرا ترک مکـن. کمکم کـن تا بتوانـم به نسلهای آینـده از قـدرت و معجزات تو خبـر دهـم.
اشتراک در:
پستها (Atom)














